گوهرشاد بيگم رفته شرايط زيارت باقامت رسانيد ] و خطبه و سكه بالقاب و نام « 1 » [ همايونش ] موشح گشت .
« 2 » [ و مولانا احمد يساول بمتانت حصار ، و استظهار ذخيرهء بسيار بر مخالفت اصرار نموده ، سخن ازدهان تير و زبان شمشير ميگفت . چون صورت اين حال بر رأى جهان نماى ممالك گشاى جهانشاهى روشن گشت ، اثر تغير در بشرهء مبارك ظاهر ، و بتهيهء اسباب حرب و ادوات محاصره فرمان داد ، كارگزاران سپاه نصرتنشان بر دور حصار بارهء رفيع با ده گز ارتفاع درون و بيرون شهر برآوردند ، و عساكر ظفر شعار دايره كردار مركز حصار را در ميان گرفته ، شرار آتش كارزار بكرهء اثير و فلك تدوير رسيد ، عقابان خونخوار خدنگپران به قصد صيد مرغان روح مخالفان كه آشيان بر بروج حصار داشتند ، در پرواز آمدند ، و قوارير نفط بآهنگ سوختن خرمن اصطبار و اقتدار ساكنان حصار كه دانهء ذخيره از سنبلهء گردون جمع آورده بودند گرم شد ، و در برابر هر تيركش حصار ده مرد بلند كمان تيرانداز كه بنوك پيكان گره از موى در شب تاريك بگشادى در كمين نشستند ، كه از اهل حصار هيچكس را يارا نبود كه از نزديك هيچ روزنه بگذرند ، از سهم ناوك سندانگزار ، و تير چرخ حكماندازان نامدار همهء مردم حصار از بروج حصار و مقابلات و تيركشها دور شدند ، و نقبچيان لشكر تركمان كه زبان تيشهء ايشان طعنه بر پيشهء « 3 » كوهكن مىزد بجهد تمام به كار نقب قيام نمودند .
بيت :
گروه قوى چنگ فولاد پيشه * كه چون موم سازند خارا به تيشه
سكان قلعه فدائىوار بحرب و كارزار دستبردهاى مردانه نمودند ، اما سودى نداشت .
هامش
( 1 ) - مج . پا : همايونش . مك : ندارد .
( 2 ) - عبارت : [ و مولانا احمد يساول بمتانت حصار . . . افاضات نامتناهى بروزگار خجسته آثار جهانشاهى ظاهر و باهر شده ] ، - س 3 از ص 214 تا س 17 از ص 215 تماما از زيادات نسخه مج مىباشد ، و از ساير نسخ مورد استناد محذوف است .
( 3 ) - كذا ؟ شايد در اصل ( پيشهء فرهاد كوهكن ) بوده .