تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
حسين على ] از درهء دوبرادران بيرون رفت . امير شير حاجى با كثرت بسيار از عقب او روان گشت ، و هجوم و ازدحام عام بمرتبهء بود كه درك اوهام از تصور آن قاصر ماند ، و در شمال كوه مختار هردو گروه بهم رسيدند ، « 1 » بجنگ و جدال اشتغال نمودند ، و نفرين مظلومان و شومى كفران ولىنعمت تأثير نموده ، شيخ ابو سعيد « 2 » [ كه با شيران شرزه لاف مصاف ميزد ] بقتل رسيد ، و سر « 3 » [ پر ] شر او ( را ) كه آشيان ديو غرور بود از تن جدا كرده بر « دروازهء ملك » آويختند .

لمولفه :

نشده آه ستم‌كش را سلاح « 4 » و برگ كس مانع * كه بيدار هست با صد تيغ سازد باد لرزانش بناى دولت ظالم اگر محكم چو كوه آمد * شود از صرصر آهى مزلزل جمله اركانش
در خلال اين احوال خبر رسيد كه سلطان ابراهيم ميرزا [ را ] « 5 » در نواحى مرغاب جمعيت تمام در سلك انتظام « 6 » [ جمع ] آمده ، و عزيمت هرات دارد . امراى « 7 » ترخان [ ى با امير شير حاجى ] در باب هردو شاهزاده مشورت كرده ، بر آن قرار دادند ، كه باتفاق
هامش
( 1 ) - مج : بهم رسيده جنگ و جدال اشتغال نمودند . مك : بهم رسيدند بجنگ و جدال اشتغال نمودند . ( 2 ) - مج : كه با شيران شرزه لاف مصاف ميزد . مك : اين عبارت را ندارد . ( 3 ) - مج : و سر شر او را كه آشيان . مك : و سر پرشر او كه آشيان . ( 4 ) - مك : سلاح برگ . مج : سلاح و برگ . ( 5 ) - مج : ميرزا را در نواحى . مك : ميرزا در نواحى . ( 6 ) - مج : انتظام جمع آمده . مك : انتظام كشيده . ( 7 ) - مج : امراى ترخانى با امير شير حاجى درباب . مك : امراء ترخان درباب .