شد وجود نازنين صافىتر از آب حيات * در ميان خاكريزان طيب إله ثراه
روزها بايد بجان گرديدن اين افلاك را * تا چنان ماهى شود طالع ز دور سال و ماه
« 1 » و روز ديگر نعش رفيعش را برداشته در گنبد مدرسهء خاقان مغفور شاهرخ ميرزا در جوار مرقد فردوس احتشام حضرت امام عليه [ التحية و ] « 2 » السلام خوابگاه يافت .
« 3 » ( خواجه ) كاتبى :
سرم را وقت رفتن آستان يار منزل شد * به حمد إله اگر سر رفت خوش سر منزلى دارم
و اطباى حاذق استعمال زهرى تفرس نمودند « 4 » [ و هرآينه چون عند الحيات و بعد الممات خاكنشينى آستان قدسىآشيان امامتپناه حوالهء آن پادشاه نيكخواه بود ، اول شرط طريقت موافقت است ، قرب جوار همين اثر تواند بود كه آن امام دين بانگور مسموم شهيد شود ، و اين امام ملك به آب انگور مسموم ، تا از وجهى موافقت قريب ، و از وجهى ديگر مفارقت بعيد بينهما بظهور پيوندد ، انا للّه و انا اليه راجعون ] .
ابو القاسم « 5 » [ بابر ] ميرزا مدت ده سال در خراسان پادشاه باستقلال بود ، و مازندران ، و سمنان ، و دامغان تا ولايت بدخشان ، و از كنار جيحون ، و مرو ، و ماخان تا اقصى زاولستان در تحت فرمان داشت ، و عراق و فارس مسخر ساخت « 6 » . [ و لشكر بهرام قهر بماوراء النهر كشيد ، و ] باخلاق حميده و اوصاف پسنديده متصف بود ، و كف
هامش
( 1 ) - مج : و روز . مك : روز .
( 2 ) - مج : عليه التحية و السلام . مك : عليه السلام .
( 3 ) - مج : كاتبى . مك : خواجه كاتبى .
( 4 ) - عبارت : [ و هرآينه چون عند الحيات . . . . انا للّه و انا اليه راجعون ] از زيادات نسخه مج است .
( 5 ) - مج : ابو القاسم بابر ميرزا . مك : ابو القاسم ميرزا .
( 6 ) - مج : و لشكر بهرام قهر بماوراء النهر كشيد ، و .
مك : اين عبارت را ندارد .