لباس « 1 » [ توبه ] ، و ذيل طهارت انابت بلوث « 2 » ( خمر ) بيالود ،
« 3 » [ ع ] :
كه مست خواهم ازين « 4 » ( عالم ) خراب گذشتن
و صباح سهشنبه 25 ربيع الثانى سنه احدى و ستين و ثمانمايه ، در عين عشرت و كمال كامرانى كه زبان حال بفحواى اين مقال مترنم بود كه :
بابر ميرزا : 24
نوروز و نوبهار و مى و دلبران خوش * بابر بعيش كوش كه عالم دوباره نيست
از چهارباغ مشهد در محفه درآمده ساعتى سير فرمود ، و از راه عيدگاه معاودت نموده بر سرير سلطنت تكيه زد ، بعد از اندكزمانى تغير بر مزاجش ظاهر شده بر بعضى ملازمان غضب كرده بقهر برخاست ، اصحاب مجلس را تصور شد كه اثر خمار بر « 5 » [ پادشاه ] مستولى شده از مجلس بيرون رفتند ، و در همين روز پادشاه « 6 » [ آگاه ] احوال خود ديگر ، و عنان عمر و زندگانى در قبضهء قضا و قدر ديد ، از جميع مناهى و منكرات ، و تمامى ملاهى و مسكرات بتجديد توبه نموده ، باداى شهادت قيام نموده ، و ازين محنت خانهء دنياى « 7 » [ فانى ] به طرف سراى راحت فزاى عالم جاودانى رحلت فرمود ، و از راه مفاجات بجانب دار بقاروان گشت .
« 8 » [ خواجه ] سلمان :
اى دريغ آن شمع بزمافروز ملك خسروى * كش بيك دم گشت دور غمفزاى عمر كاه
هامش
( 1 ) - مج : توبه . مك : اين كلمه را ندارد .
( 2 ) - مج : بلوث بيالود . مك : بلوث خمر بيالود .
( 3 ) - مج : ع . مك : ندارد .
( 4 ) - مج : ازين خراب . مك : ازين عالم خراب .
( 5 ) - مك : خمار برو مستولى . مج : خمار بر پادشاه مستولى .
( 6 ) - مج : و همين روز پادشاه آگاه احوال .
مك : و در همين روز پادشاه آگاهاحوال .
( 7 ) - نمود و ازين محنت خانهء دنياى فانى به طرف .
مك : نموده و ازين محنت خانهء دنياى به طرف .
( 8 ) - مج : خواجه سلمان . مك : سلمان .