ركضت و نهضت فرمود ، و چهاردهم ماه مذكور « چهارباغ » مشهد ( مقدس ) « 1 » مضرب خيام گردون احتشام گشت ، و روز ديگر بطواف روضهء حضرت امام عليه سلام إله العلام فايز گشته ، و روز عيد اضحى در آن مقام معلا وظايف قربانى و دعا و نياز و جميع آداب چنانچه دانى بجاى آورده ، يراق قشلاق هم در آن خطه اتفاق افتاد ، و زمستان آنجا گذرانيده پيوسته بملازمت قبه و بارگاه حضرت امام مواظبت مينمود . و بنشاط شكار ، و جانور انداختن ، و سير نمودن ، در اطراف مشهد ميل ميفرمود . « 2 » [ و گاهى كه خوشى هوا مقتضى و مقاضى شدى بكولخشك « 3 » 23 ميرفت ، و از صبح تا شام در آن خجسته مقام بابتان سيماندام ، و جوانان عشرتساز ، و گويندگان خوشآواز ، و سازندگان بديعنواز فرمودى ] ، از قضا نصف النهار يك روز كه امراى كبار ، و نوئينان نامدار ، و اركان دولت ، و اعيان حضرت در خدمت آن پادشاه جمشيد جاه كمر طاعت بسته بودند ، ناگاه درويش ژوليدهموئى بر سر سنگى كه بر اطراف « 4 » [ آن سنگ ] از همه جوانب ملازمان پادشاه « 5 » ( بودند ) ، ظاهر شد ، و ترجيعبند غريب متضمن « 6 » [ اظهار ] بىاعتبارى و بىوفائى دنياى غدار كه بند ترجيع اين « 7 » [ بيت ] بود ، كه :
[ اوحدى ] « 8 » :
اينهمه « 9 » طمطراق كن فيكون * ذرهء نيست پيش اهل جنون
هامش
( 1 ) - مج : مشهد مضرب . مك : مشهد مقدس مضرب .
( 2 ) - عبارت : [ و گاهى كه خوشى هوا مقتضى . . . بديع نواز فرمودى ] از زيادات نسخه مج مىباشد .
( 3 ) - كولخشك : در جغرافى حافظابرو مذكور نيست .
( 4 ) - مج : اطراف آن سنگ از همه . مك : اطراف از همه ،
( 5 ) - مج : پادشاه ظاهر . مك : پادشاه بودند ظاهر .
( 6 ) - مج : اظهار . مك : اين كلمه را ندارد .
( 7 ) - مج : اين بيت بود . مك : اين بود .
( 8 ) - مج : اوحدى . مك : مثنوى .
( 9 ) - طمطراق : بضم هردو طاء بمعنى كر و فر و شان و تجمل آنندراج .