تا وقت غروب آفتاب عظيم مهيب و بزرگ مينمود ، « 1 » و بعد از چندگاه از طرف مغرب روشن و هويدا ظهور ميكرد ، و مردم درين باب سخنان بسيار ميگفتند ، چنانك بابر ميرزا انديشناك شده ، بتحقيق احكام ذوذوابه اشارت فرمود ، « 2 » و واقفان اسرار نجوم « 3 » ، [ و مطلعان آثار سماوى ] ، ترددها نموده ، بر آن قرار يافت ، كه تأثير او درين ديار نخواهد بود . و اين حكم ايشان بر صدق حديث : كذب المنجمون برب الكعبه ، دليل واضح گشت .
« 4 »
[ امير خسرو ] :
منجمى كه كند صد غلط به پنجهء خاك * رموز چرخ چه داند اگرچه هشيار است
چه آگهست ز دهقان و كشت گرمى كان * درون دانهء و دانه درون انبار است
و واقعهء « 5 » [ ناگزير ] بابر ميرزا در آن زودى بظهور پيوست .
هامش
( 1 ) - مج : مينمود ، بعد از . مك . پا : مينمود و بعد از ،
( 2 ) - مج : واقفان . مك . پا : و واقفان .
( 3 ) - مج . پا : و مطلعان آثار سماوى .
مك : اين جمله را ندارد .
( 4 ) - مج . پا : امير خسرو . مك : ندارد .
( 5 ) - و واقعهء ناگزير بابر ميرزا . مك : و واقعهء بابر ميرزا .