آن ولايت نيز از معاش بىقاعدهء او منصرف گشتهاند ، به جهت آنكه سياست او زياده از گناه بود ، و قتل ناجايگاه ميفرمود ، و تغيير اوضاع و اخلاق آبا و اجداد خود نموده ، با كدخدايان و ارباب آنجا بشيوهء سلاطين ترك زندگانى ميكرد ، و در وقت سوار شدن و فرود آمدن نقاره ، و طغراى احكام طريقهء ديگر مىنوشت ، و خطبه و سكه بنام خود ساخت ، و تنكه دو مثقال و نيم بنام خود مسكوك گردانيد ، پس چون از درون و بيرون افواج فتن و هجوم مخالفان متوجه بجانب خود ديد ، به آب ديده دست از مال و جاه و ملك و سپاه شسته راه هزيمت پيش گرفت ، و از سجستان بيرون رفته پناه بجزيرهء زره برد ، و مملكت نيمروز به تمام امير خليل را صافى و مستخلص شد ، و خطبه و سكه بنام و القاب بابر ميرزا موشح گشت ، و آن پادشاه ملكبخش ملك نشان بود ،
بيت :
در رزم بدست آرد و در بزم ببخشد * ملكى بسوارى و جهانى بسوالى
مجموع آن بلاد و ديار را برسم سيورغال بامير خليل بخشيد ، و همه سرداران نيمروز و زابلستان مطيع امر و محكوم فرمان او شدند ، و ملك حسين ديگرباره سپاهى از هرجا فراهم آورده قصد سجستان كرد ، و غرض حاصل نشد و مغلوب و منكوب گريزان و سرگردان گشت ، و بعد از چند روز سر او را پيش امير خليل آوردند ، و مملكت پور دستان و سام و نريمان بىمانع و منازع امير خليل را مسلم شد ، و تمام آن ديار در سر او رفت ، و هنوز از اسفزار تا قندهار و از زاول تا كابل از تعدى و تطاول امير خليل و اتباع او ويران و پريشان است .
فرد :
باران دو سالهء فروننشاند * اين گرد بلا را كه تو انگيختهء
و از سرداران و كلانتران آنمواضع بعد از مصادرات و مطالبات بسيار كسى را زنده نگذاشت ، و آخر الامر بدان رسيد كه قصد تسخير هرات كرد ، و شهر را محاصره