تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
قتال باستقبال [ اميرزاده ] يارعلى بيرون رود ، و مردم هرات بىيراق و سلاح روان شده چون بنواحى كرخ رسيده‌اند ( يارعلى صبحى بريشان تاخته ، و هرچه داشته‌اند عرضهء تاراج ساخته ) رعايا را بجان امان داده ، و از دواب و ملبوسات و اسباب و جهات ايشان اردوى او رو [ ى ] برفاهيت ( آورده ) و حالا به ظاهر هرات آمده ، [ و جمعى اوباش و لئام و نوكران امرا كه منكوب و بىاحترام بوده‌اند پيش او جمع شده ] و هرات را محاصره كرده ، ميرزا الغ بيك جمعى [ از امرا ] را به شهر فرستاده [ و ] خود از عقب متوجه گشت ، بعد از آنكه [ اميرزاده ] يارعلى هفده روز هرات را محاصره داشت ، الغ بيك ميرزا [ با سپاه گران ، و غلبهء بىكران در ] رسيد ، [ اميرزاده ] يارعلى مضطرب‌وار منكوب و مأيوس بجانب قلعهء نرتو رفت ، [ و سپاه هرجائى او هريك به جائى گريخت .

مثنوى ] :

درخشيدن ماه چندان بود * كه خورشيد تابنده پنهان بود
پس الغ بيك ميرزا منصور الرايات [ بدار السلطنت ] هرات نزول فرموده ، پرتو التفات بر تفحص فتنهء يارعلى انداخت ، امير با يزيد گفت مردم بيرون شهر با او متفق شده اين غوغاء انگيختند ، و اگرنه او را ( قدرت ) اين جرأت و جسارت نبود ، الغ بيك ميرزا را آتش غضب در كانون سينه مشتعل گشته حكم فرمود كه بيرون [ هرات ] را غارتيده جماعتى را كه فتنه انگيخته‌اند ، و خون مسلمانان بناحق ريخته بقصاص رسانند ، [ لشكر ديوسار بيكبار چون ديو از شيشه ، و غول از بيشه بيرون جسته هركرا يافتند ، مقيد اسار و گرفتار كمند اذلال و ادبار ساختند ، و خانها را از متاع و اماكن را از اسباب و ادوات چون كيسهء مفلسان بپرداخت ، دست تطاول بنهب و تاراج چنان برآوردند كه قبهء زرين آفتاب و گلميخ سيمين ماه و سپر لاجوردى افلاك را در ربودند ، و طيلسان مشترى ، و دراعهء عطارد را بسرپنجهء استيلا سلب نمود ، تا سه شبانروز قتل و غارت عام بود ، ] و [ از عجايب اتفاقات آنكه ] هم درين ايام كه [ الغ بيك ميرزا شهر را ] حكم غارت عام [ كرده ]