تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
آن را بخزاين موفور و نفايس نامحصور مشحون گردانيده بود - مفتوح گشت ، و حصار اختيار الدين نيز كه بگنجهاى بىپايان ، و نقود فراوان آراسته بود ، و محافظت آن تعلق باهتمام حاجى بيك داشت بتدبير عبد اللطيف ميرزا گشاده شد . و الغ بيك ميرزا ، به آن حصار تشريف نموده . بقيهء خزاين خاقان مغفور را به نظر درآورد . و عبد اللطيف ميرزا در وقت ( عزيمت ) خاقان مغفور بجانب عراق دويست تومان زر نقد ، و مقدار طلا و بعضى [ آلات و ] اوانى زرين و سيمين در حصار مذكور مخزون كرده بود ، الغ بيك ميرزا با آنكه از فتوحات خراسان او را هيچ نداده بود ، و « جلدوى » فتح بنام برادر او فرموده ، در اموال خاصهء او نيز مضايقه نمود ، و اين صورت نيز سبب غبار [ و آزار ] خاطر او گشت . و الغ بيك ميرزا [ علاوهء ] مناصب عليهء درس و فتوى ، منصب [ حكومت ] امور شرعيه ، و اقضى القضاتى ، بجانب جناب [ افاضت‌مآب ] ( نعمان الثانى ) مولانا قطب الدين احمد الامامى نور إله مرقده السامى تفويض فرمود ، و تا زمان قضاى اجل در منصب مذكور مستقل بود . و در خلال اين احوال اميرزاده يار على ولد اسكندر تركمانرا كه الغ بيك ميرزا درين يورش آورده ، بسبب امارات فتنه و فساد كه از صفحات احوال او تفرس مينمود بند فرمود ، و او را با امير [ سلطان ] ابو سعيد داروغه كه پيشتر ازين در بند بود بقلعهء « نرتو » فرستاد - و چون خبر بالغ بيك ميرزا رسيده بود كه علاء الدوله و [ ابو القاسم ] بابر ميرزا در خبوشان با يكديگر ملاقات كرده اتفاق نموده‌اند ، و جمعى كثير از لشكر پريشان گشته و هزيمتيان ، بريشان جمع آمده‌اند ، و جمعيت تمام حاصل آمده - [ الغ بيك ميرزا ] در جنبش آمده ، رايات اقبال آيات بجانب مشهد مقدس خافق گشت ، و از آنجا جمعى امرا را بتمناى فتح قلعهء عماد كه : ذات العماد التى لم يخلق مثلها فى البلاد ، گوئى آيتى دربارهء اوست فرستاد ، [ و ] چون دانست كه فتح باب آن جز بمفتاح تقدير قادر بىعيب كه : و عنده مفاتيح الغيب ، كتابهء ايوان اقتدار اوست - ممكن و ميسر نيست ، كس فرستاده امرا را باز طلبيد ، و چند روز در النك رادكان ( اعلام ) ظفر انجام نصب فرمود . در آنمقام ايلچى [ ابو القاسم ] بابر ميرزا رسيده تحف و هدايا عرض كرد ، و التزام خطبه و سكه نموده ،