بگذرانيد ، اطراف مجلس [ پادشاهى ] بحضور امراى كبار و سپهداران نامدار بيار است ، و فرمان داد تا عبد اللطيف ميرزا را از جانب دست چپ كمرش از ميان گشاده ، با دل چون غنچه توبرتو خون بسته درآوردند ، چون پيش تخت رسيد ، علاء الدوله ميرزا پرسيد كه : چرا با مادر خود چنين جفاها كردى ؟ گفت : كه من بد كردم جفا ديدم ، تو اگر نيك كنى وفا بينى ، علاء الدوله ميرزا از روى صفح جميل قلم عفو بر صفحهء جرايم او كشيده و خرگاه خاص خود به مكان او ارزانى داشت ، و بمحافظت او جمعى را برگماشته ، از سعدآباد جام بمدينة الاسلام عزيمت فرمود ، و جنازهء عرش اندازهء حضرت خاقان مغفور را آورده در مدرسهء گوهرشاد بيگم در گنبد مرقد بايسنقر ميرزا مدفون گشت .
تا جهانست چنين بود و چنين خواهد بود * همه را عاقبت كار همين خواهد بود
[ و الحمد للّه حمدا كثيرا ] .