تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨

چمن سيوم از روضهء چهاردهم در ذكر حكومت ملك مجد الدين كاليونى در بلدهء طيبهء هرات

در شهور سنهء ثمان و ثلثين و ستمايه ملك مجد الدين كاليونى بحكومت هرات آمد ، و او جوانى بغايت خوب‌صورت و پاكيزه سيرت بود ، و در انواع هنر و آداب نظير نداشت ، [ و در حفظ ، و بلاغت ، و سوارى ، و تيراندازى ، و فضل و بذل يگانهء روزگار بود ، ]
هرچه جسته جز نظير * از فضل يزدان يافته
و پدرش در « كاليون » - كه حالا به « نرتو » مشهور است - صاحب مال و نعمت ، و عمدهء رؤساى بادغيس بود ، و از سلطان جلال الدين محمد خوارزمشاه تربيت يافته ، چون لشكر چنگيز خان حصار « نرتو » را گرفتند و خلق آنجا را بقتل رسانيدند ملك مجد الدين ده ساله بود ، ارسلان نام اميرى او را در حمايت گرفته ، با خود بتركستان برد ، اتفاقا بعد از چندگاه ارسلان جهت رسالت بخراسان آمد و ملك مجد الدين را همراه داشت ، در سبزوار خويشان او دو هزار دينار بارسلان داده ملك مجد الدين را بستاند [ ند ] ، و او چند وقت در سبزوار باكتساب هنر و تحصيل فضايل و تكميل نفس بسر برد ، چون شنيد كه امير [ محمد ] عز الدين مقدم بحاكمى و پيشوائى هرات آمد ، يراق خود كرده ، با سى سوار از سبزوار پيش شاهزاده با تو خان بن چنگيز خان رفت ، و حكايتى كه داشت باز نمود ، شاهزاده او را بنواخت ، و خلعت [ گرانمايه ] بخشيد ، و دو پائيزهء زرين ارزانى داشته ، او را با ايلچى نزديك گركوز فرستاد ، گركوز او را با رسولى [ قرابخشى نام ] بهرات روان كرد ، چون به شهر رسيد در خانهء امير محمد عز الدين مقدم نزول كرد ، و قرلغ روز ديگر بديدن ملك مجد آمده [ پرسش نمود و ] گفت [ حكم ] شاهزادهء جهان باتو خان