تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
بعد موتها - سرسبز گردد از جامها آب دهند ، و گويند درين سال « 1 » [ قرانوئين كه ] امير بزرگ و سپهدار گرمسير و « 2 » افغانستان بود « 3 » « قستاى كرد » نام كه مرد بهادر و سخن‌دان بود ، و خط مغولى نيك ميدانست ، بشحنگى هرات « 4 » ( فرستاد ) ، چون بيامد امير عز الدين مقدم و شرف الدين خطيب و عيارانرا بنواخت و در كار عمارت و زراعت ممد و معاون ايشان شد . و در وقت زراعت چون گاو نبود مردم از وضيع و شريف هردو كس چرق چوب بر گردن نهاده ميكشيدند و ديگر مهار استوار ميداشت تا زمين شد يار ميشد ، و تخم مىپاشيدند ، و پنبه مىكاشتند . تا چون غله برسيد و پنبه برداشتند بيست مرد جلد توانا اختيار كرده هريك را با پشتوارهء بيست من پنبه بافغانستان فرستادند ، تا از آنجا دراز دنبال و ادوات دهقانى آوردند . و قستاى و امير عز الدين مقدم تمام مردم هرات را حشر كرده در دو ماه [ و نيم ] آب « جوى انجيل » را بيك مزرعه رسانيدند ، بعد از آن قستاى و امير عز الدين مقدم با ده كس بپژدويه رفتند ، ايشان را اهل پژدويه احترام تمام نمودند ، ( و ) بعد از سه روز قستاى گفت : فرمان پادشاه جهان [ پناه ] اوكتاى قاآن بر آن جمله است ، كه چون پژدويه از توابع هرات است رعيت آنجا بهرات آيند و [ به كار ] زراعت [ و آبادانى ] اشتغال نمايند [ شما درين باب چه ميگوئيد ؟ ] ، مردم پژدويه گفتند از آنچه فرمان پادشاه است تجاوز نمىنمائيم ، [ و آن روز قستاى و امير عز الدين مقدم را خدمتهاى شايسته كردند ] ، چون
هامش
( 1 ) - قرانوئين كه . مك : اين جمله را ندارد . ( 2 ) - افغانستان : نام يك ناحيه كوهستانى است از استان مكران كه از اقدام ازمنه در كتب تواريخ و جغرافيا به همين نام مذكور و موصوف و مشهور مىباشد ، و درين عصر آنجا را « پشتونستان » مىنامند و از توابع ايالت سند و از اجزاء كشور پاكستان كنونى است اما از نيم قرن پيش تاكنون نام « افغانستان » مجازا و بر خلاف صريح اسناد تاريخى بر بخشى . از خراسان شرقى ( ايران مشرقى ) كه از شهرها و نواحى : هرات ، غزنين ، بلخ ، كابلستان ، بدخشان ، گرديز ، ترمذ ، و غيره تركيب و تشكيل يافته اطلاق گرديده است ؟ و به تبع همين استعمال مردم اين ناحيه را نيز مجازا ( افغانى ) ميگويند ؟ ( 3 ) - مج : قساى كرد . مك : قستاى كور . ( 4 ) - مك : بشحنگى هرات فرستاد چون . مج : بشحنگى هرات ، چون .