خاتون به من ارزانى دارد منت است ، و در عوض هرچه دلخواه باشد مبذول افتد ، « قتلغ ايشى » ايشانرا بقاآن بخشيد و پنج ده معمور در تركستان بستاند ، قاآن جامهبافانرا بنواخت ، و فرمود كه هرسال مبلغى از وجوه بيش بالغ بديشان دهند و ايشان هزار طاقه جامهء قيمتى بخزانه فرود آورند .
چون چند سال برين حال بگذشت عز الدين مقدم چند جامهء زرنگار قيمتى به خدمت پادشاه برد قاآن فرمود كه همهء مصالح و صنايع اين جامها خوبست اما طراوتى ندارد ، عز الدين مقدم زمين بوسيده گفت اى پادشاه خاصيت آب و هوا درين كار تأثير تمام دارد ، در آبوهواى شهر بنده كمتر جامهء ازين جامها بمراتب خوبتر و لطيفتر تمام مىشود ، حكم يرليغ اگر نافذ شود بنده با اتباع به شهر هرات رود و هرسال باضعاف آنچه درين ملك بخزانه مير ( سد از آنجا بر ) ساند ، پادشاه را مقبول افتاد ، فرمود كه امير عز الدين « 1 » [ مقدم ] با پنجاه تن از هرويان بهرات روند . « 2 » [ و بعد از آنكه اثر كفايت ايشان بر راى ملكآراى ظاهر شود بازآيند و اقارب خود را بدآنجا برند ] .
هامش
( 1 ) - مج . پا : مقدم . مك : اين كلمه را ندارد .
( 2 ) - عبارت : [ و بعد از آنكه اثر كفايت . . . خود را بدآنجا برند ] از زيادات نسخه مج است و از مك و پا محذوف است .