تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
و سفاكى ] مردم هرات را ديده‌ايم بهتر آنست كه در عمارت و آبادانى آن سعى نرود ، كه بعد از التيام و جمعيت خلق آنشهر فتنه حادث نشود ، و ضررى ظاهر نگردد كه بسالها تدارك آن نتوان كرد . بعضى ديگر - كه جبلت ايشان باوصاف رحمت و عاطفت مجبول بود - گفتند تازيك تاريك‌روز را چه زهره و يارا كه در عهد دولت چنين پادشاهى كه ،

[ لفردوسى ] :

نماند از تيغ و گرز او مگر بر روى رايتها * عقابى نادريده دل هژبرى ناشكسته تن
دم از خلاف برآورد « 1 » ، يا حسام انتقام بركشد ، هنوز از بحار خون كشتگان ايشان عرصهء گردون گلگون ، و صفحهء صحرا لاله گونست ، و از ملوك [ و جباران ] ايشان [ كه دعوى سردارى و گردن‌كشى و قهارى ميكرده‌اند هيچ ] كس نمانده ، [ اگر ] از ميامن عواطف پادشاهى آن خطه دلكش معمور گردد تا هرگاه سپاه ظفرپناه حضرت پادشاه كامران در وقت مرور و عبور در آنجا رسند بسبب آبادانى كم‌زحمت‌تر توانند بود ، و از سودا و معامله و بيع و شرا فايده توانند گرفت ، لايق دولت و مناسب حال مينمايد ، اوكتاى قاآن را اين تدبير [ مناسب و ] پسنديده آمد ، امير عز الدين هروى را كه با هزار خانه‌وار از مردم هرات بفرمان تولى خان در « بيش بالغ » ساكن بود با صد خانه‌وار نامزد فرمود كه به شهر هرات آيد و به كار عمارت و آبادانى شهر قيام نمايد ، و در استمالت و دارائى كسانى كه از اطراف ممالك بهرات آيند بكوشد . و قول ديگر : سبب فرستادن امير عز الدين مقدم چنين آورده كه از خواتين چنگيزخانى « قتلغ ايشى » نام روزى چند طاقه جامهء زربفت مصور [ خسرو ] انه پيش قاآن آورد [ در غايت خوبى و كمال هنرمندى ، مطرز بنقشهاى بديع ، موشح بصورتهاى غريبه ] ، قاآن را تكلف ( آن ) جامهاى بسيار خوش آمد ، از خاتون پرسيد كه مصنف اين بدايع و [ مصنع اين ] صنايع كيست ؟ گفت : وقتى كه تولى خان اسيران خراسان را قسمت ميكرد جامه‌بافانرا به من بخشيد و اين تنسوقات از مصنوعات ايشانست ، قاآن گفت اگر اين جامه‌بافانرا
هامش
( 1 ) - مك . پا . س : دم از خلاف براورد . مج : دم اخلاق برآورد . بقرائن مقال اصلاح شد .
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 108 | سيد محمد كاظم امام / معين الدين محمد زمچى اسفزارى