تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
به خانه و بارگاه خود رفتند ، در شب قاآن يكى از محرمان خود را بدان مسلمان فرستاد و گفت چون فردا از تو پرسيم كه چرا خلاف حكم يرليغ ما كردهء و خون خود با آب جوى برابر ساختهء تو در جواب گوى كه از كسى بالشى زر قرض داشتم در بغل نهاده مىبردم كه اداى قرض كنم آن زر از بغلم در آب افتاد من جهت آن زر در آب رفتم و غير آن زر هيچ وجهى ديگر نداشتم كه به قرض مردم دهم بدان سبب درين مخاطره افتادم ، تا من ترا خلاص كنم ، و هم در شب قاآن بالش زر به آن محرم داد تا در آن آب انداخت ، چون روز ديگر شد على الصباح جغتاى به خون آن تازيك تشنه ببارگاه آمد و اين فقير را برهنه پيش آوردند جغتاى بانگ بر وى زد و گفت تو بكدام دليرى برهنه در آب رفته و مخالفت فرمان پدربزرگ ما جايز داشتهء آن مسكين روى بقا آن كرد و گفت ، ع :
اى گناه آمرز عذر آموز من
بالشى زر از كسى قرض داشتم از بغلم در آن آب افتاد و هيچ زر ديگر نداشتم ، اين دليرى از آنجهت كردم ، قاآن گفت هرآينه چنين ضرورتى تواند بود اگرنه كرا قدرت آنست كه خلاف حكم ما تواند كرد ، جغتاى گفت دروغ ميگويد ، و بنفس خود با چند سوار بكنار آب رفت دو كس را در آب فرستاد تا تجسس نمودند بعد از لحظهء بالش زر يافتند ، جغتاى منفعل گشت ، پس قاآن فرمود كه بالش زر را به آن فقير دهند كه به قرض خود دهد ، و گفت اين مسكين از غايت افلاس بدين مخاطره اقدام نموده يك بالش زر ديگر به او دهيد كه سرمايهء خود سازد ، و او را سالم و غانم رها كردند . سبحان اللّه « 1 » ، از مغولى بىدينى اين‌گونه عنايتها و شفقتها دربارهء مسلمانان نقل ميكنند حق‌تعالى حكام اسلام ايام ما را توفيق رفيق گرداند كه علاوه چندين بقاع و مبانى خيرات كه ازيشان بظهور آمده - كه هرگز در هيچ زمانى نبوده - مرحمت و عاطفت در بارهء مسلمانان چندان مبذول فرمايند كه كس را از عدل نوشيروان و آثار اخلاق قاآن ياد نيايد .
هامش
( 1 ) - اين جمله در اصل نسخه مج ( لوحش اللّه ) نوشته شده كه صورت‌نويسى و از تصرفات نساخ است ، بسياقت مطلب و عبارت قياسا به « سبحان اللّه » اصلاح گرديد .