تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
بود بآنكس دادى ، چون مسند خانيت به مكان قاآنى مزين گشت ابواب بربر رعايا و برايا مفتوح گردانيد ، و اطراف ممالك بر و بحر را باصناف مرحمت [ و انصاف ] آراسته ساخت ، و حكم كرد كه در تمامى بلاد تركستان و خراسان و غير آن هيچكس مسلمانرا از عمارت مساجد و مدارس و رباطات و ابنيهء خيرات و احداث مبانى مبرات منع نكند ، و قرب صد هزار دينار سرخ و دو هزار طاقه جامهء قيمتى پيش مشايخ دين و علماى اسلام فرستاد ، و جغتاى ازين حالت بغايت برنجيد ، اعيان درگاه خود را طلب داشته گفت برادرم اوكتاى مسلمانانرا بسى دوست ميدارد و بر خلاف مذهب [ و سير ] پدر [ و اخوان و اسلاف ] خود ميرود ، و اگر رعايت او [ نسبت ] باهالى اسلام برين وجه باشد ، مسلمانان زود قوى و غالب شوند ، و ملك از دست ما بيرون رود تدبير چيست ؟ ، همه بر آن اتفاق كردند كه برادر را در خلوة نصيحت كند شايد سمت قبول يابد ، پس جغتاى شبى پيش قاآن [ آمده ] گفت اى برادر اين چه محبت است كه ترا با اين تازيكان افتاد ، و خلاف طريق و عادت پدربزرگ پيش گرفتهء نصيحت من بپذير و ترك رعايت [ و مرحمت ] تازيكان فتنه انگيز گير و ايشانرا دايم منكوب و مخذول دار و درين معنى ( غلظت و ) خشونت تمام [ ظاهر ] كرد ، قاآن در جواب جغتاى هيچ نگفت ، و از چندان ( تهتك و ) تندى اصلا متغير نشد ، جغتاى رنجيده از پيش قاآن بيرون آمد ، و گفت مسلمانان اين برادر مرا بسحر و افسون از راه برده‌اند ، و به كلى از روش و سيرت پدربزرگ ما گردانيده ، تا آنكه روزى پيرى را كه عمرى در خدمت چنگيز خان گذرانيده بود در خلوت طلبيده گفت : اى يادگار پدر بزرگوار ما پنجاه هزار دينار به تو ميدهيم به شرط آنكه فردا پيش برادرم اوكتاى روى و گوئى كه [ شب ] پادشاه جهانگير چنگيز خان را در خواب ديدم كه [ مرا ] گفت كه پسرم اوكتاى را پيغام من برسان و بگوى كه تازيكان باز انديشهء خلافى در خاطر دارند و ميخواهند كه خروج كنند و ملك از تو بستانند ، بايد كه ايشانرا زمان و امان ندهى و به اطراف و ممالك لشكر فرستى تا تازيكان ( را ) [ بقتل ] آورده ، مساجد و منازل و قلاع و مرابط [ و معاقل ] ايشانرا خراب كنند ، تا پادشاهى بر تو و فرزندان تو بماند ، [ و الا ] به زودى هجوم كرده ملك از تو بستانند ، پير از حرص زر برغبت تمام اقبال نموده گفت اين ( كار ) [ خير ] را بدلخواه دوستان بسازم ، روز ديگر پير ناتمام بتمكين تمام پيش اوكتاى
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 102 | سيد محمد كاظم امام / معين الدين محمد زمچى اسفزارى