تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
و روم تا حدود چين و ماچين و از نواحى تركستان تا مبادى هندوستان زمين در تحت فرمان داشت و گلبانگ هل من مزيد ميزد ، و هرگز در هيچ لشكر ( ى ) مغلوب و مقهور نشد ، و از هيچ كشور مغلوب و مكسور بازنيامد ، آخر الامر به دو گز تختهء تابوت و سه گز حفرهء تاريك گور تن در داد ، سبحان من تعزز بالقدرة و البقاء و قهر العباد بالموت و الفناء ،

لمؤلفه [ رح ] :

شاهى كه ميكشيد سر از تاج آفتاب * سر بين كه چون نهاد برين آستان خاك
و اوقات روزگار مباركش بعد از اوقات فرايض و واجبات ، و اداى وظايف سنن و مستحبات بنظم امور و مصالح ملكى مصروف بود ، و هميشه اطراف مجلس عالى بحضور فضلا و موالى و جلوس علما و اهالى موشح بود ، بمباحثهء علوم دينى و مذاكرهء نكات تفسير و حديث و فقه و تواريخ سلف هميشه [ ميل ] ميفرمود ، و در سفر و حضر ايام بيض و اوايل شهور اكثر صايم [ مى ] بود ، و در هفتهء سه شب حافظان خوش‌خوان و قاريان عندليب الحان در حضور آنحضرت بتلاوة كلام و قراءة كتاب إله اشتغال داشتند ، و از جميع مناهى و منكرات و جملهء ملاهى و مسكرات مجتنب بود ، به نماز چاشت مواظبت مينمود ، و در آبادانى مملكت و جمعيت [ رعيت ] ( رغبت ) ظاهر ميفرمود ، « 1 »
هامش
( 1 ) - حوزهء علميهء شهر هرات و مركزيت ادبى و فرهنگى آنشهر در زمان حكومت دودمان كرت و بعد پيوسته رو بتزايد و توسعه بوده ، و در عهد ملوك گورگانيان باوج ترقى و عظمت رسيده است ، بخصوص كه اغلب پادشاهان گورگانى خود از زمرهء علما ، عرفا ، دانشمندان ، شعرا ، و ادبا بوده ، و بعلم و ادب‌دوستى موصوف بوده‌اند ، چنان كه ميرزا شاهرخ و اخلاف او ميرزا بايسنقر ، ميرزا الغ بيك ، حسين ميرزا بايقرا و غيره ، و حتى بعضى از امرا و وزراء ايشان مانند امير عليشير نوائى ، امير شيخوم سهيلى و غيره همگى اهل فضل و ادب و دانشمند بوده‌اند . حافظابرو درباره ادب‌دوستى و علاقه ميرزا شاهرخ به علم و دانش و هنر و اوقاتى را كه آن پادشاه بزرگ با وجود مهام سلطنت صرف درس و بحث و مطالعه و مباحثه و تحقيق در علوم : فقه ، حديث ، تفسير ، تاريخ ، طب ، رياضيات و حكمت ميكرده است شرح مبسوطى نوشته از جمله گويد : « . . . بعد از اندك قيلوله اداى صلوة ظهر كرده بمطالعه كتب تواريخ