چمن سيوم از روضهء سيزدهم در ذكر واقعهء پادشاه مغفور شاهرخ سلطان
ديگر از وقايع عظيم و حوادث جسيم كه فادمهء انواع بلايا و طليعهء اصناف رزاياست وفات پرآفات [ حضرت ] خاقان مغفور مبرور شاهرخ سلطان بود ، كه قلم تحرير منشيان و زبان بيان وصافان پاكيزه تقرير از شرح نوايب و نوازل آن در مقام عجز و نقصان سرگردان و حيران [ مى ] ماند ، و تاكنون [ كه ] از حدوث اين واقعه چهل و هشت سال ميگذرد هنوز اثر آفات و فترات آن واقعه در اطراف و اقاصى اقاليم عالم باقى است ، و صورت حال چنانست كه : چون مدت « 1 » يكقرن كامل كه پنجاه سال باشد از سلطنت اين پادشاه دينپناه بگذشت ، و مدت عمر عزيز بهفتاد و دو سال رسيد ، و آفتاب دولت و جلالت حضرتش بدرجهء كمال ارتفاع يافت ،
به حكم ، [ ع ] : توقع زوالا اذا قيل تم
صباح يكشنبه بيست و پنجم ذى الحجه سنهء خمسين و ثمانمايه در نواحى « رى » از مملكت عراق جنايب و كتايب شاهى و شهريارى ازين منزل فانى بتختگاه ملك جاودانى كشيد ،
[ لا ادرى قائله ] « 2 » :
اين جهان چون گرفته بود تمام * رفت تا عالم دگر گيرد
و شرح اين واقعه در تاريخ « مطلع سعدين » كه از نتايج اقلام فصاحت انجام جامع محاسن الاخلاق مولانا كمال الدين عبد الرزاق 18 طاب مرقده است برين وجه مسطور است :
كه پادشاه مرحوم مذكور صباح نوروز كه اول فروردينماه جلالى بود عازم قلعهء « طبرك » 19
هامش
( 1 ) - در اصل ( چون مدت مدت كامل ) بسياقت عبارت كلمه مدت دوم به ( يك قرن ) تبديل و اصلاح شد .
( 2 ) - مج : لا ادرى قائله . مك : انورى .