القصه : مردمى كه درين طاعون برحمت حضرت بيچون و اصل شدهاند ، آنچه محاسبانرا معلوم شده كه گور و كفن يافتهاند در نفس بلدهء هرات ششصد هزار نفر است ، و در بيرونها تا آنجا كه سواد بلده است چهارصد هزار ، كه مجموع هزارهزار نفر باشد ، بىاز آنكه در مغاكها انداخته بودند . و در خانها دفن كردند ، و پدر مؤلف در شرح اين حادثه قصيدهء نظم كرده ، و اين دو بيت [ كه مسطور ميگردد ] از آن قصيده است ،
لابى رح :
ششصد هزار در قلم آمد كه رفتهاند * زانها كه يافت گور و كفن مردم خيار
باقى ز بىكسى همه در خانه ماندهاند * خوردند چشمشان همه در خانه مور و مار