تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
حمالان بىتابوت بر پشت خود و اولاغان بار كرده مىبردند ، [ و آنچه در مغاكهاى مىانداختند و خاك بر ايشان مىانباشتند ] ، و صعوبت اين واقعه در بلوكات بيشتر از شهر بود ، و جناب قدوسىمآب ولايت پناه شيخ زين الحق و الدين الخوافى قدس سره جهت تسكين اين بلا دعا فرموده گفت : ما خود را فداى بندگان خدا ميسازيم ، و در دوم شوال سنهء مذكوره بحريم وصال حضرت ملك متعال ارتحال فرمود ، و بسيارى [ ديگر ] از اكابر و مشاهير وايمه و افاضل بىنظير از دار فنا بعالم بقا رفتند ، از جمله : « 1 » خواجه عبد القادر كه استاد فن موسيقى و اوتار ، و در اقسام فضايل مثل حفظ كلام إله و خطوط و اشعار سرآمدهء ادوار بود ، و در تصانيف نقش و عمل و ساختن صوت و غزل در خراسان و عراق و اصفهان و حجاز بلكه در تمامى آفاق بدل نداشت ، چنانچه مشهور است كه در زمان سلطان احمد بعد از خواجه رضوانشاه كه در علم ادوار مشهور زمان و مذكور زبان بود نوبتى ساخت جامع دوازده مقام و بيست و چهار شعبه و شش آوازه ، و تمامى اصول و ضروب ، و جميع نغمات و نقرات ، و بدان مفاخرت و مباهات تمام مينمود ، و خواجه عبد القادر در عنفوان جوانى و ابتداى شروع الحانى و اغانى بود ، دعوى كرد كه در سى روز هرروز نوبتى مثل آنكه خواجه رضوانشاه ساخته تصنيف كند ، پس سلطان احمد ( فرمود ) تا ندماى مجلس او شعر عربى و نظم فارسى تعيين نمودند ، و ماه رمضان درآمد ، خواجه عبد القادر در سى روز رمضان هرروز نوبتى ( مكمل ) ساخته بعرض رسانيد ، و روز آخر ( هر ) سى نوبت را بىتغيير و تبديل ادا گردانيد ، [ و وعده راست كرده ] و مخالف و موافق را محير گردانيده ، خواجه رضوانشاه را مغلوب ساخت . و عاقبت از چنگ اجل جان نبرد ، و رخت وديعت حيات ، و متاع طول امل را بمقام : القبر صندوق العمل كشيد ، و در وقت حدوث اين واقعه [ حضرت ] شاهرخ سلطان را بطريق معهود قشلاق در حدود رى بود ، چون اين حادثه جانكاه عمر فرساى و خرابى هرات و بلوكات و شرح بليهء طاعون و كثرت اموات استماع فرمود بغايت اندوهناك شد ، و حكم فرمود كه هر مكتوب كه از جانب خراسان آيد هيچكس نگشايد و مطالعه ننمايد ، تا سبب تفرقهء خاطر نشود ، [ و همچنان سر به مهر بمعتمدان سپارند ] .
هامش
( 1 ) - براى شرح احوال خواجه عبد القادر به « نگارستان » قاضى احمد غفارى مراجعه شود .
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 93 | سيد محمد كاظم امام / معين الدين محمد زمچى اسفزارى