تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
كه ممرى صعب و راه دشوار داشت پناه ساخته بودند ، مثل : مولانا شرف الدين خطيب چغرتان ، و فخر حداد ، و اصيل معدل و شهاب ( الدين ) كريم ، و خواجه سور ، و رشيد يرجى ، و شمس دباج ، و حمزهء فوشنجى ، و مجيد عصار ، و عماد مالانى ، و محمود سابق ، و زين الدين خنبه ، و علمشاه بريانى ، و اميران سربر ، و داود نجيب ، و حسام الدين بطره ، و به حكم : عليكم ( فى آخر الزمان ) بقلال الجبال ، در آن كمر كوه متوارى بودند ، تا چون در نواحى ديار از كفار ديار و از مسلمانان آثار نماند بهرات آمدند ، در هر سر راهى ماهى ديدند كشته ، و در هر قدمى خون محترمى ريخته ، و در هر مقامى دلارامى افتاده ، و در هر گذرى دلبرى روى بر خاك هلاك نهاده ، [ بيت :
اى بر سر هر پشته از عشق تو صد كشته * خود كشته و خود كشته اين بود بدان خوانيد ] « 1 »
تا مدت بيست روز از فراق اولاد و اقربا و احباب ، و مصيبت اهل و عيال ، و اخوان و اصحاب ، در ناله و زارى و شيون و سوگوارى بودند ، آخر الامر در بيرون درب خوش حمام كهنهء كه منسوب بشرف الزمان بود مسكن ساختند ، و هرجا كسى كه از چنگال آجال جان برده بود بايشان پيوست ، تا چهل تن شدند ، باندرون شهر درآمده در مسجد جامع گنبد مدفن سلطان غياث الدين روح إله روحه مأواى گرفتند ، و طعام از خون جگر و شراب از آب ديده ساختند ، تا دو ماه و نيم بگذشت ، روزى در باب سكون و قرار ، و حركت و فرار خود با يكديگر مشورت [ و مفاوضه ] پيوستند ، [ بعضى جانب مرويه ، تسافروا تصحوا فاغتنموا ، را راجح داشته گفتند : بودن ما در شهر هرات محض آفاتست ، چه ميتواند بود كه طايفهء از سپاه گمراه چنگيز خان بدين طرف گذرى كنند ، و چون ما را بيابند از عقب آن دگران فرستند ، و امان ندهند ، و بعضى ديگر طرف ] مقولهء اسكنوا و لا تنفروا را تقويت داده گفتند : آرام گرفتن درين شهر اولى است و بهرچه مولانا شرف الدين خطيب كه بعلم و فراست و تدبير و كياست از همه فايق است فرمايد رضا دهيم و يكدل باشيم اصحاب را اين راى موافق و
هامش
( 1 ) - كذا در نسختان مج و پا ؟ .
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 65 | سيد محمد كاظم امام / معين الدين محمد زمچى اسفزارى