تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
بعد ازين واقعه چون مردم هرات [ از جنگ بتنگ آمدند ، و روزبروز مدد و كومك ايلچيكداى بيشتر ، و ذخيره و « 1 » سلوت ايشان كمتر مىگشت ، ميان ايشان خلاف و دو گروهى پيدا ميشد و ] مايل به صلح گشتند ، و از قضاى الهى روز آدينه [ ماه ] جمادى الاول ايلچيكداى از [ جانب ] برج خاك‌برسر - كه حالا ببرج خاكستر مشهور است - شهر را بگرفت ، و بفرمود تا خلايق را از صغير و كبير و جوان و پير بتيغ بگذرانيدند ، [ و هيچكس را سرى بر بدن ، و بارى بر گردن نگذاشتند ، و تمامى بناها و سراهاى شهر را كوفته خندق بينباشتند ، و تا مدت هفت روز جز كندن و كوفتن و كشتن و سوختن كارى نداشتند ، ] چنانچه گويند هزارهزار و ششصد هزار و كسرى در حساب آمد كه [ از خلق هرات ] كشته بودند ،

[ شيخ ] نظامى [ رح ] :

جهان داند چنين خرمن بسى سوخت * مشعبد را نشايد بازى آموخت زمين نطعى است رنگين چون نريزد * كه بر نطعى چنين جز خون نريزد
هامش
( 1 ) - سلوت . السلوة رغد العيش يقال « هو فى سلوة من العيش » اى فى رغد