تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦

چمن دويم از روضهء يازدهم در ذكر فترات و حوادثى كه در زمان چنگيز خان و اولاد او در هرات واقع شد

در تاريخ ملوك كرت كه سيفى هروى نوشته چنين مسطور است : كه تولى خان كه از چهار پسر مشهور چنگيز خان خردتر بود به قصد هرات آمد ، چون بمرغزار بشوران رسيد رنبور نام ايلچى بهرات فرستاده و گفت : ملك و امير و معارف و اكابر هرات بايد كه باستقبال موكب ميمون ما آيند ، تا از سخط عالم سوز ما امان يابند . و درين فرصت ملك و حاكم هرات از قبل سلطان جلال الدين ملك شمس الدين محمد جوزجانى بود ، و او در شيوهء عدالت و رعيت‌پرورى ، و طريق شجاعت و مرحمت‌گسترى يدبيضاء داشت ، چون خبر رسيدن تولى خان با سپاه و حشر بىكران بملك شمس الدين ( محمد ) رسيد ، به ترتيب اسباب و آلات حرب قيام نمود ، و از جوانب رايات حميت و حمايت اسلام افراشتند ، و بر هر دروازه دليرى بلندآوازه تعيين فرمود ، و مداخل و منافذ را بمردان معتمد كاردان سپرد ، و در آن‌زمان در هرات صد و نود هزار مرد سپاهى در نسخه آمده بود ، چون سخن تولى خان بملك شمس الدين محمد رسيد ، هماندم ايلچيان او را بكشت و گفت حاشا كه من مسخر و فرمان‌بردار كفار شوم ، چون اين خبر بتولى خان رسيد از سر غضب فرمود كه لشكر او يكسر از همه جانب شهر حمله آوردند ، و هريك از هرويان كه در دست افتد [ ابقا نكنند و ] زنده نگذارند ، سپاه كينه‌خواه او از اطراف شهر درآمده ، ملك شمس الدين محمد مردم را بحرب و قتال و صيانت اهل و عيال ، و محافظت عرض و مال تحريص مينمود ، و سكنهء هرات از سر جان گذشته با آنجماعت بمقابله و مجادله درآمدند ، و ساعت بساعت كفار خونخوار حمله مىآوردند ، و از جانبين جنگ و وغا و فتنه و غوغا چنان بالا گرفت كه از هيبت او جهان حيران و آسمان سرگردان بماند ،