تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
و اختيار ملك او بدست مجد الملك ( قمى ) بود ، و او ولايت ( هرات ) بامير حبشى التوتياق داد ، و عمل ولايت بعلاء الدوله منصور جرباذقانى ، و كوتوالى قلعهء شميران بعبيد ابن احمد كوتوال تفويض نمود ، و اين جمله باطنى مذهب و بداعتقاد بودند ، چون سلطان كوچ كرد و كار شهر بدين عامل و كوتوال بددين مفوض شد ، و حبشى برادر خود را بنيابت بگذاشت با يكديگر اتفاق كردند ، كه اهل هرات را از برداشتن غلها منع كنند ، و تا خراج و متوجهات دستورى ندهند نگذارند كه غلها به خانه برند ، و بدين بهانه غلهاى ايشانرا ذخيرهء قلعه كنند ، و درين فرصت شيخ الاسلام ( خواجه ) عبد الهادى ابن شيخ الاسلام ( خواجه ) عبد إله انصارى قدس سرهما مهتر هرات شد ، و او مقبول و معتقد خلايق بود ، چون انديشهء آن طايفه شيخ را معلوم شد با ايشان خلاف كرد ، و اهل شهر قصد عامل كردند ، و او را از كوشك فيروزى - كه وطن داشت - بيرون كردند و او پناه بشميران برد ، روز ديگر صباح جمعه مردم بقهندز درآمده قصد قلعه كردند ، مشايخ شهر از شيخ عبد الهادى درخواست كردند تا كس فرستاده مردم را باز گرداند ، او كس فرستاد تا مردم ( شهر ) بازگشتند ، مردم تفرج‌گر بسيار بدر قهندز بيرون رفته بودند ، ازدحام عظيم شد . و خلايق برهم افتادند ، و زياده از صد مسلمان در زير پا هلاك گشتند ، و در شهر مصيبتى افتاد كه كس مثل آن ياد نداشت ، و مخالفت و عصبيت [ ميان ] هردو قوم پيدا آمد ، ( و دير برداشت و گرانى نرخ روى نمود ، تا وقتى كه امير حبشى بهرات آمد ) در ذى قعده سنه اثنى و تسعين و اربعمايه ، و شيخ عبد الهادى و اصحاب او متوارى شدند ، دروازه‌ها بسته تجسس نمودند تا ايشانرا بازيافتند ، و اكثر شهر را غارت كردند ، و زياده از صد تن از جوانان دلاور بردار كردند ، [ وراى آنچه در قلعه و حوالى آن و در محبسها هلاك شدند ، ] و شيخ عبد الهادى ( و اصحاب او ) را در قلعه حبس كردند ، و اموال و املاك او [ و اقرباء ] و متعلقان او را در تصرف آوردند ، و خمس از آن جدا كرده بقلعهء « دره » قهستان - كه خزانهء ملحدان بود فرستادند ، و با شيخ مدارا ميكردند و او را بوعده‌هاى نيك مستظهر ميگردانيدند ، كه عقيدهء ناپاك ايشان قبول كند ، [ البته ] سخن ايشان جاى - گير نيامد ، چون از وى نوميد گشتند ، زه كمان در گردن او كردند ، و [ او را ] شهيد ساختند ، در شب يكشنبه [ چهارم ] محرم سنهء ثلث و تسعين و اربعمايه ، و او را در قهندز دفن