تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
وزير خارجه و تمام وزرا و بزرگان هلند قبل از وقت آمده در اينجا حاضرند ، نشستيم و قدرى تماشا كرديم ، بعد ديديم اينجا بىجهة نشسته‌ايم و بايد همين‌طور بنشينيم و خسته بشويم ، برخاستيم گفتيم برويم كنار دريا گردش كنيم ، از جمعيت زياد راه نبود ، مهماندار و بورگمستر به زحمت راه باز مىكردند ، مردم راه مىدادند ، تا بيرون آمديم به اين مهمانخانه از طرف دريا وارد نمىشوند ، از طرف ديگر پاركى دارد و گل‌كارى زياد بسيار خوب از آن طرف داخل مىشوند ، راه به كنار دريا نبود و مشكل بود ، در هطل دالان بزرگ بسيار عالى بود تماشا كرديم و رفتيم در سالون يعنى اطاق پذيرائى هطل كه اطاق خوبى بود ، آنجا قدرى نشستيم و بستنى و آبى خورديم ، چند نفر آنجا بودند ، از آنجا آمديم مهتابى جلو هطل كه به فرانسه تراس « 233 » مىگويند ، خيلى وسيع و عالى ، دور آن نرده دارد ، چشم‌انداز به دريا و به چراغان هطل ، خيلى باصفا است . [ 236 ] اين هطل در بالا هم جاهاى خوب دارد كه نرفتيم ببينيم ، در روى مهتابى راه مىرفتيم ، مردم هم همين‌كه ما را ديدند دور نرده احاطه كردند ، جمعيت زياد زن و مرد در اينجا در كنسرط دور ما را گرفته‌اند ، قريب ده هزار جمعيت هست ، زن‌هاى بسيار خوشگل ديده مىشود ، زياد خوشحال هستند و از آمدن ما اظهار شعف مىكنند ، مىخندند ، در روى مهتابى صندلى گذاشتند نشستيم ، جمعيت پشت نرده‌ها هستند ، بستنى و ميوه آوردند خورديم ، از برلن به اين طرف صداى ما گرفته و استخوانها قدرى درد مىكند ، اعتنا نداريم ، باز آب يخ و بستنى مىخوريم ، دور پرده قدرى نزديك مردم رفتيم با آنها حرف زديم ، به هر طرف مىرفتيم صداى هورا به‌طور خوشوقتى زياد و شعف بلند مىشد ، وزير كلونى آن شخص دهن‌كج را كه شمايل او را نوشته‌ايم پيش خواستيم با او حرف مىزنيم كه او را به مردم نشان بدهيم ببينند چه وزيرى است ، او هم حرف مىزد با دهن‌كج از طرف چپ و آن تركيب خيلى خنده داشت ، با ساير وزرا هم قدرى حرف زديم و گردش كرديم تا وقت حركت راه‌آهن برسد ، همين‌كه وقت رسيد و خبر كردند بيرون آمديم ، از همان راه پارك و باغچه كه آمده بوديم به كالسكه نشستيم ، در اينجا خطر بسيار بزرگى از ما گذشت ، كالسكه ما كالسكه دربارى است و كالسكه تشريفات چهار اسب قوى هيكل سياه تازه از طويله پادشاه بيرون آورده به كالسكه بسته‌اند ، همين‌كه سوار شديم و جابجا شديم اسب‌ها هوا برداشتند ، غير آتش‌بازىهاى هوائى كه در سمت دريا بود و تماشا كرديم ، در اين سمت پارك هم آتش‌بازى زمينى گذاشته بودند ، آتش كردند ، جمعيت
هامش
( 233 ) . اصل : طراس
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 280 | ناصر الدين شاه قاجار