تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
ما در كنار آن واقع است ، به‌علاوه كانال‌هاى زياد در اين شهر هست كه از آب اين رودخانه و آب‌هاى ديگر مملو مىشود ، اغلب جارى نيست ، آب آنها ايستاده ، تقريبا بيست سى كانال در بولوارهاى معتبر شهر هست ، دو طرف خيابان سنگ‌فرش درخت كاشته‌اند ، به‌نظر خيلى باصفا است اما آب كانال‌ها چون جارى نيست و كثافت شهر را در آن مىريزند ، رخت در آن مىشويند كثيف است ، اما به‌نظر بد نيست باصفا به‌نظر مىآيد ، خود شهر را مىگويند چهارصد و پنجاه هزار جمعيت دارد ولى به نظر ما اينقدر نيامد ، اگر سيصد هزار جمعيت داشته باشد . اينجا چيلك « 234 » هاى بزرگ پيدا مىشود ، در همه فرنگستان اينطور است ، چيلك بزرگ و قرمز مىشود ، اينجا طورى بزرگ بود كه با كارد مىبريديم و مىخورديم . انگور دارد ، انگور سياه گرد شل است و هسته‌دار « 235 » ، هسته زياد دارد ، در طهران هيچ‌كس نمىخورد ، ترشى مىاندازند ، اما در اينجا با ميل مىخورديم و خودشان هم زياد با ميل مىخوردند ، دو طرف شهر آمستردام دريا است ، يك طرف خليج زيدرز « 236 » طرف ديگر درياى شمال ، زيدرز خيلى بزرگ است ، دريائى است ، مىخواهند آنجا را بخشكانند زمين آن را زراعت [ كنند ] اما خيال خامى به‌نظر مىآيد ، چطور مىشود اينهمه آب را خشكاند ، خودشان اقرار داشتند كه هيچوقت هوا به اين آرامى و صافى نبوده بخصوص [ اين ] چند روز ، متصل مىگفتند اينجا اغلب بارندگى و رطوبت زياد است ، چون كنار دريا و شمال و سرد است اغلب بارندگى است و گفتند صد سال است همچو هوا ديده نشده . در اينجا به واسطه كانال‌ها و آب‌ها و درخت زياد كه در شهر است پشه دارد ، در اين فصل در هطل پشه زياد است ، شب‌ها ما را مىزد ، اما مثل پشه‌هاى طهران خارش ندارد كه نگذارد آدم بخوابد ، صبح كه از خواب برمىخاستيم صورت ما مثل آبله قرمز قرمز جاى گزيدن پشه بود و در صورت ما بيشتر از سايرين ديده مىشد ، در وقت رفتن به كنار دريا بعد از گذشتن از پارك‌ها و خانه‌هاى ييلاقى كه تفصيل آن را نوشتيم رسيديم به يك ده ماهيگيرها ، در اينجا ماهىگيرها زياد است ، از اين ده كه گذشتيم [ 238 ] در اين ده هطل بزرگى ديديم ، از آنجا گذشتيم ، رفتيم به هطل دبن ، اينكه مىنويسيم ده ماهيگيرها همچو تصور مىشود كه ده كثيف پستى است ولى خير خيلى پاكيزه ، خانه‌هاى خوب ظريف قشنگ دور آنها باغچه ، گل‌كارى خودشان لباس پاكيزه پوشيده ، زنهاى خوشگل پاكيزه ، دكان‌هاى خوب ، جلو همه آينه‌هاى بزرگ
هامش
( 234 ) . چيالك : « توت » فرنگى ( 235 ) . اصل : حصه . ( 236 ) .Zuyderzeeزوئى درزه