او است ، هريك اطاقى و دفترى و تكليفى دارد ، اجمالا آنچه فهميديم اين است ، دفتر خانه خود وزير عدليه را هم ديديم ، خودش معرفى مىكرد ، چيزى كه خيلى ديدنى بود كتابخانه وزارت عدليه بود كه خيلى بزرگ و چهار مرتبه داشت همه كتاب چيده بود ، پلهها پلهء پيچپيچ داشت كه از آن پلهها به همهء طبقات كتابخانه بالا مىرفت [ 233 ] ، در مقابل هر مرتبه غلام گردش دارد كه مىروند كتاب برمىدارند ، ما بالا نرفتيم از پائين تماشا كرديم ، از آنجا ما بيچاره را بردند به عمارت ، يك دسته سوار جلو ، يك دسته عقب كالسكه ما بود ، درب عمارت تشريفات زياد فراهم آورده بودند ، سرباز و صاحبمنصب ، وزرا ، امرا ، تمام اعيان دربار پادشاه حاضر بودند ، وارد شديم ، با اينها حرف زديم و پرسش كرديم . اين عمارت بزرگ نيست براى عمارت سلطنتى محقر است ، اما مبل و اسباب آن خوب و مجلل بود ، رفتيم در گوشهء آخر عمارت اطاقى بود كه در آنجا قدرى راحت بكنيم تا وقت شام برسد ، مهماندار و وزير دربار متصل مىآيند مىگويند شما در اينجا راحت كنيد ما در دل مىگفتيم چشم اگر شما جهنم بشويد و تشريف ببريد راحت مىكنيم ، آخر الحمد للّه رفتند ، قدرى نشستيم ، كلاه را برداشتيم ، آب يخى ميوه خورديم تا وقت شام رسيد . آمدند خبر كردند ( دينه اسروى ) « 232 » شام حاضر است ، ما كه در نهارخانهء حاكم رطردام تهبندى كامل كرده و سير خورده بوديم ، آفتاب هم هست حالا بايد شام بخوريم ، خواهى نخواهى رفتيم ، قبل از شام معرفىها شد ، وزير دربار وزرا و اعيان را معرفى كرد ، تمام وزرا حاضر بودند ، وزير جنگ صاحبمنصبان نظامى را معرفى كرد اما ميان وزرا وزير كلونيال يعنى متصرفات هند شرقى هلند ، جاوه ، سوماطرا ، برنئو و غيره بود اما چه وزير ديدنى بود ، خوشقد و قامت ، خوشمنظر ، محترم ، هركس او را ببيند بايد بيفتد روى زمين بغلطد و بخندد و غش كند ، همچو وزيرى بود ، اما حقيقتا خيلى كار كرديم ، پولطيك كرديم كه خوددارى كرديم ، تبسم هم نكرديم ، اين وزير چه وزير بود ، شخصى است كوتاهقد ، زردرنگ ، پير ، متعفن ، لاغر ، گردن باريك ، دهن و چانه او كج ، اما چطور كج كه در كره ارض همچو كجى نمىشود ، يك طرف صورت هيچ دهن معلوم نيست ، چانه و دهن رفته است به طرف چپ ، به دايره قوس به گوش چپ رسيده ، بينى هم متابعت دهن كرده تمام به طرف چپ رفته ، چشمها جور غريبى بيرون آمده ، چشم راست از كاسه برآمده باباقورى شده ، هيولائى غريبى بود و بدتر از همه اين وزير در سر ميز ما در پايينها نشسته شام مىخورد ، بايد تصور كرد كه با اين
هامش
( 232 ) .Diner service