درختهاى بزرگ مثل جنگل ، سايهپرور ، سايه انداخته قدرى ديگر كه راه آمديم خانههاى ييلاقى تكتك پيدا شدند كه به فرانسه آنها را ويلا مىگويند اما بهقدرى اين خانهها ظريف و قشنگ هستند كه به تعريف درست نمىآيد ، آنچه سليقه معمارى است در طراحى و زينت خارج و داخل اينها به كار رفته بلكه در اين خانهها كه به يكديگر نزديك هستند همسايهها بالا دست يكديگر برخاستهاند كه يك از يك بهتر بسازند ، ديگر معلوم است چه هنر به كار بردهاند ، معمارى سبك ظريف بعضى از آجر بعضى از تخته ساخته شده است ، دور هر خانه محوطه و باغچه هست ، چمن سبز [ 235 ] مثل مخمل ، درختهاى كوچك تكتك در آن كاشته باغچهها گلكارى الوان مختلف مثل مينا در روى سبزه به كار بردهاند ، واقعا نقش گل مينا در روى طلا از اين منظمتر و بهتر نمىشود . در اين خانهها كه مثل قوطى جواهر مىماند اهالى شهر در تابستان ييلاق مىروند ، اغلب متمولين آمستردام و رطردام هم آنجا خانه ييلاقى دارند ، بعيد نيست از خارجه از انگليس و غيره حتى از پطربورغ متمولين در اينجا خانهء ييلاقى ساخته باشند تا چشم كار مىكند يك فرسخ راه تا كنار دريا اين پارك از اين خانهها از دو طرف مرصع است ، در ميان اين خانهها اسباب عيش و راحت همهچيز هست ، مردم متمول تابستان با زن و بچه و كنيز در اين خانهها مشغول عيش و راحت مىشوند ، بايد ديد ، اطفال و دخترها و زنها چه لباسهاى سبك ظريف پوشيدهاند ، اگر شخص تصور كند كه در شبهاى مهتاب ساكنين اين خانهها در اين خيابانها پياده و در كالسكه زن و مرد باهم چه گردش چه ديدنها ، چه شبنشينىها ، چه مجلسها ، چه عيشها دارند از تصور مبهوت مىشود ، از ميان اين خانهها و اين پارك گذشتيم تا به كنار دريا رسيديم ، نزديك دريا كه شديم تپههاى كوچك از شن و ماسه نرم ديده مىشود كه در فرانسه دون مىگويند و از دور چراغان و جمعيت زياد پيدا بود ، معركه بود ، در اين كنار دريا هطل عالى بسيار بزرگى هست موسوم به هطل دبن ، بسيار هطل خوبى است و معلوم مىشود در تابستان اينجا جمعيت زياد مىشود كه همچو هطلى ساختهاند ، در زير اين هطل تالار بسيار بزرگ معتبرى هست ، زياد مرتفع ، در آنجا كنسرط مىدهند ، بال مىدهند و تمام هطل را با گاز چراغان كردهاند ، تمام روشن است . در پرگرام امروز ما ننوشته بودند كه ما بايد در اينجا كنسرط ببينيم ، گويا خيال كرده بودند شايد قبول نكنيم ، ما خودمان اين هطل و چراغان را كه ديديم ميل كرديم هطل را ببينيم ، پياده شديم ، ما را به تالار كنسرط بردند ، ديديم همهچيز مهيا است ، جائى براى ما معين كرده صندلى گذاشتهاند ،
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 279
مساهمون: ناصر الدين شاه قاجار
ص٢٧٩