مىكنند ، بالا و پائين كشتى را گردش كرديم ، بچهها مشق تفنگ و توپ و ژيمناستيك كردند ، طنابهاى دكل را گرفته رفتند بالا ، خيلى خوب مشق كرده تماشا كرديم ، بعد آمديم پائين ، پياده مىآمديم ، عكاسى حاضر شده بود ، دو سه شيشه عكس انداخت ، بعد از جلو عمارت وزارت بحريه گذشتيم ، آنجا يك قايق مقبولى حاضر كردند ، سى نفر پاروزن داشت با همراهان [ 216 ] توى قايق نشسته رانديم براى منزل كه هتل امستل است ، قدرى كه رانديم رسيديم درب هتل امستل پياده شديم ، با حاكم و مهماندار دست داده رفتند ، خودمان آمديم بالا منزل خودمان ، اين هتل امستل پنج مرتبه است ، قدرى منزل راحت شديم ، امين السلطان ، صدر اعظم ، وزير خارجه ، وزير داخله هلاند را كه پادشاه فرستاده بود بيايند پيش ما اظهار خصوصيت كنند با نظر آقا آوردند حضور ، اسم صدر اعظم ( هارت سن ) است ، اسم وزير داخله ( بارون ماكه ) است ، حالا تشريح صورت اينها را بكنيم ، آنكه وزير خارجه است مرد كوتاهقدى است هفتاد هشتاد سال از عمرش مىگذرد ، خيلى مرد زيرك داناى ظالمى است ، پلتيكدان است ، توى چشمهاى سرخى دارد ، بينى بلندى دارد ، رويش سبزرنگ است ، قدرى شبيه است به ميرزا جعفر خان مشير الدوله ، تمام زنخ را با سبيلش مىتراشد ، در زير گوشش طرف راست و چپ چند دانه موى ريش دارد كه خيلى شبيه است به . . . نهنهمولاى گيس سفيد انيس الدوله ، خيلى تلخ هم هست اما صدر اعظم وزير داخله ، آن هم مرد بلندى نبود ، روى سفيدى داشت ، سنش هم شصت سال مىباشد ، ريش و سبيلش را هم تمام مىتراشد ، آدم بسيار خوشمزه خوشصحبتى بود ، اينها هم مرخص شده رفتند . در ساعت هفت بايد برويم به خانه شخصى حاكم با لباس رسمى آنجا شام بخوريم ، در ساعت مذكور لباس رسمى پوشيده امين السلطان و ساير آدمها هم لباس پوشيده كالسكه نشسته رفتيم رسيديم به خانه حاكم ، خانه عالى بود ، زن حاكم كه ( مادام تينهون ) است آمد جلو دست داديم رفتيم بالا ، اغلب از معتبرترين شهر جنرالها ، اميرالها ، صدر اعظم ، وزير امور خارجه با لباس رسمى حاضر بودند ، رفتيم سر شام ، شام بسيار خوبى خورديم ، صدر اعظم به سلامت ما نطق مفصلى كرده و تستى خورد ، ما هم به سلامت پادشاه هلاند تستى خورديم ، خيلى خوش گذشت و شام تمام شد ، زن حاكم دست راست ما نشسته بود ، پير است ، پنجاه و پنج سال دارد ، بدگل است ، پرحرف مىزد ، تن و بازو و سينه و ساعدش تمام باز بود ، چاق و سرخ سفيد بود ، تعجب است ، اين زنهاى فرنگى با وجود پيرى تن و بدنشان سرخ و سفيد چاق خوب مثل آدمهاى چهارده ساله مىمانند ،
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 258
مساهمون: ناصر الدين شاه قاجار
ص٢٥٨