تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
مهماندار هم پهلوى من بودند . خيلى كه رانديم دور بود رسيديم به كنار دريائى كه اينجا لنگرگاه كشتى تجارتى است ، دولت هلاند دولت بحرى است ، خيلى عمل دريائى هلاند از قديم مستحكم بوده است ، حالا هم خيلى مستحكم است ، مراودات تجارتى [ 214 ] با اغلب از دولت‌ها دارد ، در هند الغرب كلونىهاى زياد دارد ، مثل جاوه ، سماتره « 213 » ، برنئو « 214 » و بعضى جزيره‌هاى كوچك‌كوچك كه در ماهى دو مرتبه كشتى اينها به اين جزاير مىرود و تجارت كرده مراجعت مىكند و يك ماه هم در اينجا متوقف است ، خيلى عمل كشتى و بحرى هلاند مستحكم است ، خلاصه در اين لنگرگاه تجارتى پياده شديم ، فرش كرده بودند زمين را ، رفتيم ، سر راه عملجات غريبى ايستاده بودند ، قد كوتاه شبيه به تركمان‌ها و چينىها و بربرىها ، مثلا ده دوازده نفر اينها شبيه بودند به حاجى تركمان مجد الدوله ، اينها از اهل مله هستند ، زبان را اين جنرال مهماندار ما خوب مىداند چون سى سال در همين مله مأمور بود و جنگ كرده بود و آنجا مانده بود و در همان‌جا هم جنرال شده است ، با اينها حرف زديم . مسلمان هستند ، خيلى از ديدن ما خوششان آمد كه هم مذهب خودشان را ديده‌اند ، نماز مىخوانند ، گفتم نماز خواندند ، الحمد را خواند ، اللّه اكبر سبحان ربى العظيم و غيره را درست خواندند اما لهجه « 215 » غريبى داشتند شكسته مىخواندند ، پرسيدم بعد از محمد كى خليفه است نمىدانستند ، همان محمد را مىدانستند از جلو آنها گذشته رفتيم به كشتى بزرگى كه تازه از هند الغرب آمده و بايد يك ماه در اينجا بماند ، اسم اين كشتى ام‌ما است ، چون زن پادشاه هلند اسمش ام‌ماست اسم اين كشتى را هم ام‌ما گذارده‌اند ، اغلب اهالى اين شهر از عمل كشتى با اطلاع هستند ، اين كشتىها مىروند به درياى مارسيل و مديترانه آنجا قدرى توقف مىكنند ، بار مىگيرند و پست مىگيرند ، از اينجا هم مال التجاره و مسافر زياد بار مىگيرند ، از تنگه سويس مىرود از جزيره سيلان مىگذرد ، بعد از تنگه سنگاپور مىرود داخل متصرفات خودشان كه جاوه و سماتر [ ه ] و غيره باشد مىشوند ، از اينجا تا متصرفات خودشان هم يك ماه يك ماه و نيم راه است اسباب جرواثقال كه بار را از خشكى بيرون دريا حمل به كشتى به دريا مىكند ديديم كه به كار انداخته بودند و متصل از بيرون بار را داخل كشتى مىكرد و از كشتى بيرون مىآورد ، چيز غريبى بود ، هرقدر بار
هامش
( 213 ) . سوماترا ( 214 ) . اصل : بريتو ( بريتو نام رودى است در جزيره برنئو ، بنابراين به نظر ما منظور جزيرهء برنئو بوده است ) ( 215 ) . اصل : لحجه