ميل داريد منزل كنيد ، چون عمارت سلطنتى گفتند تنگ است و جمعيت ما زياد بود قرار داديم در هتل منزل كنيم راحتتر « 212 » هستيم ، از همان امريخ تلگراف كرد كه هتل را حاضر كردند ، حالا منزل ما هتل است ، همينطور با جمعيت آمديم تا رسيديم به هتل .
اسم هتل آمستل است ، بسيار هتل عالى خوبى است ، وارد اطاقها شديم ، همه مردم جاهاى خودشان رفتند ، جاهاى خوب همه دارند ، خيلى راحت هستند ، منزل ما خيلى خوشمنظر است ، اطاقهاى خوب روشن ، چشمانداز به رودخانه نگاه مىكند ، اسم اين رودخانه آمستل است ، چون از زير اين هتل مىگذرد و اين هتل پهلوى رودخانه واقع است ، به اين جهت اسم هتل را آمستل مىگويند ، چون خيلى خسته بوديم ، شام خورده خوابيديم ، صداى اين شهر و هاىهوى آنجا نسبت به شهرهاى ديگر خيلى كمتر و بهتر است . [ 212 ]
روز دوشنبه 17 شهر شوال :
امروز بايد برويم هتل دويل كه حكومتنشين است آنجا نهار بخوريم . اين هتل دويل عمارتى بوده است كه در عهد قديم سلاطين هلاند و وليعهد و پرنس ارآنج در اينجا منزل مىكردهاند ، بعد كه اينجا را به دولت بخشيدهاند حاكمنشين شده كه تمام امورات حكومتى در اينجا مىگذرد و رسيدگى به امورات شهر در اين محل است ، صبح برخاسته رخت پوشيده سوار كالسكه شده رفتيم ، دور هم بود رسيديم ، عمارتى است دو مرتبه ، از پله بالا رفتيم وارد طالارى شديم ، چندان عمارت تعريفى نيست ، از قديم ساختهاند ، يك طالار بزرگ است كلهاش يك شاهنشين دارد ستون مىخورد رو به اين طالار ، كه در اين شاهنشين صندلى زياد چيده بودند ، اين صندليها براى مشورت روزها است كه وزرا در اينجا شور مىكنند ، پردههاى نقاشى كار قديم صورت سلاطين هلاند و پادشاه حاليه در اين طالار بود ، دورتادور اين طالار بزرگ را ميز چيده بودند و روى ميز نقشههاى چاپى قديم اين شهر هلاند را با اشخاص كه در آن وقت بودهاند چاپ زده با صورت عمارتهاى قديم اينجا را گذارده بودند تا ما وارد اطاق شديم حاكم آمد عرض كرد كه اين مهندس كه اينجا حاضر است بايد تمام اين پردهها و صورتهاى چاپى را كه از چه عهد است و اشخاصى كه در آن وقت بودهاند براى شما معرفى كند ، من ديدم مىخواهند به اين كار پنج ساعت مرا معطل نمايند ، با مهندس و حاكم و يك نفر ديگر دور ميزها
هامش
( 212 ) . اصل : راحتترم .