تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
ساباط « 207 » بسته بودند و روى آن‌ها را درخت‌هاى سبز كشيده بودند كه خيلى قشنگ بود ، راه مىرفتيم و گردش مىكرديم ، كروپ اصرار داشت كه برويم توى اطاق‌ها ، من گفتم خير بايد اين باغ را خوب بگردم ، خيلى گردش كرديم و راه رفتيم ، بالاخره خواهى نخواهى رفتيم توى عمارت ، پله‌هاى پهن خوبى داشت ، عمارت دو مرتبه بود ، فرش اطاق‌ها كاشى بود ، كاشى طهران در فرنگستان هم معمول شده اما به جلا و براقى طهران نيست ، رنگش كدر است اما خيلى خوب جفت‌گيرى كرده‌اند ، منظر اين عمارت كه به باغ و گل‌كارىها نگاه مىكند بسيار خوب و خوش‌منظر است ، مبل و اسباب و بخارى و پرده همه‌چيز اين عمارت مستغنى از تعريف و توصيف است ، همين‌قدر مىنويسيم كه هيچ امپراطورى اين‌طور عمارت و مبل و اسباب ندارد در عمارت زير ، ميز بسيار عالى خوبى براى نوكرهاى ما چيده بودند در عمارت بالا هم براى ما نهار حاضر كرده بودند ، نهار بسيار خوبى ، ميوه‌هاى بسيار خوبى مثلا چيالك گذارده بود به‌قدر كله يك غاز « 208 » خيلى نهار عالى خوبى بود ، خورديم عزيز السلطان هم نهار خورد ، به‌قدر بيست كالسكه و درشكه و لاند و با اسب‌هاى خوب حاضر كرده بودند كه ما را به كارخانجات ببرند ، تمام اينها را از طويله خود كروپ آورده‌اند ، باز هم مىگويند كالسكه اسب دارد . اين كروپ پادشاهى است خوش‌گذران ، مسئوليت هيچ ندارد ، جوان ، سنش سى و دو سه سال است ، زن هم دارد اما زنش اينجا نيست رفته است به ساكس ، با اين دولت و مكنت و فراهمى اسباب و عمارت و همه‌چيز اگر زنش هم خوشگل باشد ديگر نعمت براى اين مرد تمام است ، اين كارخانه هم از پدرش به اين رسيده و سالى مبلغى منفعت دارد و مداخل كه از اين كارخانجات به او ميرسد ، به حساب و كارهاى [ 208 ] خودش هم رسيدگى نمىكند ، دو نفر خليفه دارد كه به كارها مىرسند و خودش راحت مىكند ، در گردش و خوش‌گذرانى است ، يكى از آن خليفه‌ها مرد گنده بلندى است ، ريش سفيدى دارد ، از دوگونه وسط چانه‌اش را مىتراشد و اسمش اين است . . . « 209 » يك خليفه ديگرش گنده است و ريشى سفيد اما قد كوتاه دارد و اسمش اين است . . . « 210 » خلاصه بعد از نهار آمديم توى باغ گردش كرديم و قهوه خورديم ، سيگارى كشيديم و كالسكه‌ها را آوردند ، من و جنرال كورل‌مان توى كالسكه نشسته
هامش
( 207 ) . اصل : ثابات ، ساباط : پوشش بالاى رهگذر - دالان ( فرهنگ فارسى عميد ) ، منظور آلاچيق است . ( 208 ) . اصل : قاز ( 209 ) . اصل : جاى اسم خالى است ( 210 ) . اصل : جاى اسم خالى است .