ديديم خيلى بزرگ ، به اين بزرگى نديده بوديم ، سابقا در طهران زرافه آورده بودند داشتيم ، به اين بزرگى نبود ، البته وقتى [ 193 ] سرش را بالا مىكرد از زمين تا گوش او ده ذرع بود ، سه زرافه بود ، يك هيپولوطام هم ديديم كه به اسب آبى ترجمه مىشود اما معلوم نيست اين هيكل اسب آبى است ، فيل آبى ، گاوميش آبى يا چه چيز است ، خيلى بزرگ حيوانى است ، در آب شنا مىكند ، دهن باز مىكند ، خيلى بزرگ ، تماشا دارد ، مرغهاى الوان خوب از همهجور بود ، از جمله يك جور قرقاول بود متعدد مثل قرقاول بهشت ، دخلى به قرقاولهاى ما ندارد ، الوان ، لطيف ، خوب ، از ديدن آن لذت برديم ، يك طاوس مخصوص هم بود ، قدرى كوچكتر از طاوسهاى متعارف سرش هم كوچكتر ، دمش الوان مختلف قشنگ دارد بلكه بدنش هم بر خلاف طاوسهاى متعارف ، الوان قشنگ خوب دارد كه از ديدن آن چشم سير نمىشود . خلاصه حيوانات از همه قبيل و از همهجا و هر هوا بود تماشا كرديم و خيلى راه رفتيم ، همه از پا افتادند . از اينجا بايد به سفارت خودمان برويم ، سفارت به اينجا نزديك است ، رفتيم جمعيت زياد جمع شده بودند هورا كشيدند وارد سفارت شديم ، خانه بسيار عالى است ، راهپلهء بزرگ هزاره مرمر ، دستگاههاى زياد خيلى مجلل و مزين ، در يك دستگاه اين عمارت سفارت ما جا دارد و سالى هزار تومان اجاره مىدهند ، اين خانه مال معمارى است براى كرايه دادن ساخته است ، وارد كه شديم شخصى بود با دختر و زنش گفتند صراف سفارت است ، زنش بدگل نبود ، همانجا زير سفارت منزل دارد ، از پلهها بالا رفتيم وارد اطاقها شديم ، چند اطاق در سفارت هست ، همه مخلّف و با مبل و مزين ، با اسباب ايرانى ، در دالان هم يك دسته موزيكانچى مجار ايستاده بودند مىنواختند ، عزيز السلطان هم با ما آمده بود ، امين السلطان ، امين الدوله ، مخبر الدوله ، جهانگير خان ، نريمانخان ، قونسول ما در برلن ، قونسول هامبورگ با زن و دخترش و چند نفر از همراهان حاضر بودند ، نريمان خان تازه از وينه آمده به جهة تفصيل رفتن ما به وينه كه عرض كند ، جهانگير خان هم وينه خواهد رفت براى معالجه چشم بعد لندن به ما خواهد رسيد ، امين الدوله هم مىرود پاريس پسرش در آنجا است ، او را ببيند ، بعد او را آنجا بگذارد برود اسلامبول دختر معين الملك را عقد كند براى پسرش ، او را هم گفتيم لندن بيايد به ما برسد ، خواهد آمد ، مخبر الدوله هم اجازه خواست فردا شب را كه ما در برلن نخواهيم بود بماند مهمان سيمن است بعد در كاسل به ما ملحق بشود .
امشب در سفارت مهمانى است ، امين السلطان و چند نفر از همراهان در اينجا شام
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 234
مساهمون: ناصر الدين شاه قاجار
ص٢٣٤