تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
بعد از اتمام طياطر خيلى خسته شده بوديم ، گرما و عرق زياد صدمه زده بود ، كسل و خسته به منزل آمديم و خوابيديم . حاجى محمد حسن كه قبل از ما به فرنگستان آمده بود با برادرش كه در فرانسه متوقف است از پاريس آمده‌اند در برلن ديده شدند ، حاجى محمد حسن همان حاجى محمد حسن است ، برادرش به عينه شبيه به نور محمد يهودى است اما قدرى جوان‌تر از نور محمد است . حكيم پولاك حكيم سابق ما كه در ايران بود و در وينه است از وينه به ديدن ما آمده بود ، در اينجا ديده شد ، او هم همان حكيم پولاك هفده بيست سال قبل است ، همان‌طور فارسى حرف مىزند و همان عادات و اخلاق و وضع را دارد .

روز چهارشنبه دوازدهم شوال :

امروز روز بيكارى و تعطيلى ما است يعنى تكليف رسمى نداريم و كسى با ما كارى ندارد ، صبح بروكش به حضور ما آمد ، اين بروكش معلم سفارت آلمان بود ، سه سال قبل با برونشويك وزيرمختار آلمان به طهران آمده بود ، زن و دخترش همراه بودند ، خود بروكش همان‌طور است [ 190 ] كه در طهران ديده بوديم ، زن او پير است ، دخترش جوان است شوهر نكرده اما خوشگل نيست ، خود بروكش مىگفت شيطان است و از صورت او هم پيدا بود كه دختر شيطان بدذاتى است . برونشويك هم روز قبل به حضور آمد او را ديديم او هم تغيير نكرده است . اول پروگرام امروز ما اين است كه به حمام برويم ، حاجى حيدر حمامى پيدا كرده است ، عزيز السلطان هم همانجا حمام رفته بود ، دو روز قبل ، خوب بود ، به حاجى حيدر و ميرزا حسين رخت‌دار گفتيم شما برويد ما از عقب آمديم ، رفتند ، ما هم سوار كالسكه شديم ، مهماندار نمره دوم كه غير از جنرال كرو - لمان همه‌جا همراه است با برانديس با ما آمدند . ميرزا محمد خان و مجد الدوله در كالسكه ما بودند ، امين همايون ، آقا دائى ، ابو الحسن خان ، اكبر خان در كالسكه ديگر مىآمدند ، رفتيم ، رفتيم تا به در عمارت بسيار عالى رسيديم ، جمعيت زياد جمع شده بودند ، گفتند حمام است ما هم خيال كرديم عجب حمامى است ، حاجى حيدر خوب سليقه پيدا كرده ، وارد شديم ، اطاق بزرگى بود ، عالى ، مرتفع مثل يك پاله « 181 » ، زنى هم سر ميز نشسته بود كه دفتردار بود ، رفتيم ، داخل شديم ، دالانها بود ، رو به گرمخانه رفتيم ،
هامش
( 181 ) .Palais: كاخ ، كوشك ، قصر ( فرهنگ فرانسه - فارسى ) سعيد نفيسى .
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 230 | ناصر الدين شاه قاجار