را گرفته آمديم تا بالاى راهپله كه مىبايست به طياطر برويم ، با امپراطريس وداع كرديم ، همانجا راه عمارت امپراطريس بود ، به اطاق خودش رفت ، امپراطور با ما تا پائين پله و دم در آمد ، وداع كرديم ، در كالسكه نشسته به طياطر رفتيم ، در لوژ بزرگ مقابل سن براى ما صندلى گذاشته بودند نشستيم ، عزيز السلطان از منزل قبل از ما آمده بود آنجا بود ، پشت سر ما نشست ، امين السلطان و امين الدوله و سايرين هم پشت سر ما نشستند ولى به قدرى گرم بود كه آدم خفه مىشد و از شدت عرق به تنگ مىآمد . [ 189 ] طياطر بسيار قشنگ و ظريف است ، اما در اين وقت بسيار گرم است ، پرده بالا رفت ، بالط « 179 » بود بدون حرف ، همه پردهها يك بازى بود ، قصه دزدهاى يونانى بود و راجه هندى كه مىآمدند و مىرفتند ، دزدها به غارت و دزدى مىرفتند ، گاهى غالب و گاهى مغلوب مىشدند ، به مناسبتى در اين بينها رقص و بالط مىشد ، دستهبهدسته ، جوربهجور رقص مىكردند ، دخترها ، كاكا سياه و آدمها با لباسهاى مختلف ، اما اكطريسها خيلى خوشگل بودند ، از رقاصهاى پطرزبوغ و وارشوى خيلى بهتر بودند ، يكى دخترى كه اول آكطريس بود زياد تعريف داشت . [ به ] اسم دنى راست و روچيلد معروف كه در وينه است به اين زياد ميل دارد ، در سال البتّه بيست هزار تومان خرج اين دختر مىكند ، تا پرده اول را بازى كردند گرما خيلى به ما زحمت رسانيد ، نزديك بود غش كنم ، بدن خيس عرق شده بود ، همينكه پرده افتاد بىاختيار به تالار بيرون آمدم ، از اينكه عرقدار خود را به هواى خنك دادم و بستنى و آب سرد خوردم سينهام گرفت ، در تالار پسر فردريك شارل كه از شاهزادههاى بزرگ آلمان و سردار معروفى است و در جنگ مطز « 180 » حاضر بوده است و چند سال قبل وفات كرده آمد ، اين شاهزاده جوان كوچك اندام ضعيفى است ، ولى خيلى نجيب و آرام محجوب است ، چندى قبل سفرى به دور دنيا كرده و يك سال سفر او طول كشيده است ، با او از تالار رفتيم به لوژ نزديك سن در پائين آنجا هواش خيلى بهتر و خنكتر بود ، درب را در پشت لوژ باز كرده بودند ، راحت بوديم ، پرده آخر خيلى تماشائى بود ، كشتى ساخته بودند كه دزدها در آن بودند ، اسير آورده بودند ، در دريا گرفتار طوفان شده بودند ، رعدوبرق و صاعقه همه به عين مثل طبيعت ، دريا و كشتى خيلى عجيب مثل دريا و كشتى حقيقى زياد تماشا داشت .
هامش
( 179 ) . باله
( 180 ) .Metz: شهرى در فرانسه و محل جنگ قشون فرانسه ( ناپلئون سوم ) با آلمان در سال 1870 ميلادى ( 1287 قمرى ) ( منتظم ناصرى ، جلد 3 ، ص 1921 ، 1920 ) .