كردهاند ، روشنايى الكتريسيته در ميان اين كره است ، پايهها ميان درختها پيدا نيست ، اين چراغهاى الكتريسيته مثل ماهها هستند كه از هوا معلق شدهاند ، از اين خيابان عبور كرديم ، وسط خيابان را خالى كردهاند ، عبور و مرور نمىشود ، نه كالسكه نه پياده ، دو طرف جمعيت متصل ايستاده كالسكههاى ما و همراهان از وسط مىگذرند . مردم متصل هورا مىزنند ، به آواز بلند ، با شعف زياد ، ما هم از بس از دو طرف تعارف كرديم دست ما خسته شد ، همينطور آمديم تا عمارت امپراطور ، وارد شديم از پلهها بالا رفتيم وارد اطاقها شديم ، در همين اطاقها سفرهاى قبل منزل داشتيم تا ديدم شناختم اما خوب شد اين دفعه اينجا منزل نكرديم ، خيلى خفه و گرم است و مشكل بود همه همراهان از فراش خلوت و غيره در اينجا منزل كنند ، عمارت بسيار عالى بسيار بزرگى است . در حقيقت عمارت رسمى سلطنتى آلمان در شهر برلن همين عمارت است ، در يكى از اطاقها بالكنى بود ، در آن بالكن نشستيم ، امين السلطان و يكى دو نفر از همراهان بودند از آنجا تماشا مىكرديم ، يك چيز عجيب كه بايد بنويسيم اين است كه در آن موقع اقلا [ 186 ] صد هزار نفر جمعيت جمع شده و براى عيد آبجوكشها دستهها بستهاند كه در جلو عمارت ايستادهاند ، يك صدا شنيده نمىشود ، هركس در جاى خود ايستاده مثل چوب خشك حركت نمىكنند ، باهم حرف نمىزنند ، نمىدانم گويا پچپچ هم نمىكنند ، آرام و بىصدا هستند ، امپراطور و امپراطريس هم در قسمت ديگر عمارت جا گرفتهاند ، به جهة اجراى عمل عيد شيرهچىهاى آبجو ، همينكه ما نشستيم و امپراطور خود را به مردم نشان [ داد ] عمل تشريفات عيد آبجو شروع و دستههاى آبجوكشها شروع كردند به گذشتن . اما اين اوضاع و اين دستهها طورى عجيب و غريب هستند كه به نوشتن درست نمىآيد ، در آلمان آبجو زياد مىسازند و مىخورند و به آبجو اعتقاد دارند ، در فصل جو درو اين جشن آبجو را مىگيرند ، عرادههاى بزرگ ديده مىشد كه جليكهاى بسيار بزرگ آبجو در روى آن گذاشته و زينت كرده بودند روى آنها بطرىهاى پر از آبجو و ظرفهاى آبجو گذاشته زينت كرده بودند ، در بعضى عرادههاى ديگر جو درويده خرمن كرده بودند خيلى بلند ، لباسهاى مختلف از چند صد سال قبل تا حالا كه رسم آلمان بوده پوشيده بودند . در روى عرادهها دخترها و پسرهاى دهاتى جوان و مردها با لباسهاى مختلف جديد و قديم الوان مختلف بسيار قشنگ سوار بعضى خوابيده بعضى نشسته به طورهاى مختلف ، بعضى مثل كشيشها خودشان [ را ] ساخته ريشهاى عجيب مصنوعى گذاشته آبجو مىخوردند ، در بعضى عراده [ ها ] شبيه خانههاى دهاتى از چوب ساخته بعضى
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 225
مساهمون: ناصر الدين شاه قاجار
ص٢٢٥