تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
ملكه از بس كه عرق مىخورد ناخوش است و كبدش معيوب و حالا آمده است معالجه نمايد . خلاصه در راه‌آهن نشسته و رانديم ، در كمال تندى هم راه‌آهن مىرفت ، رسيديم به گار پستم ، آنجا پياده شده يك دسته سرباز و موزيكانچى ايستاده بودند ، يك دسته سوار لانسيه نيزه‌دار هم به سركردگى پرنس اولدان برغ حاضر كرده بودند ، از جلو سرباز گذشته ، سرباز هم مشق و دفيله كردند ، بعد سوار كالسكه شده رانديم ، سوار لانسيه هم در جلو ما و شاهزاده آلمانى در پهلوى كالسكه ما مىراند ، همينطور مىرفتيم ، شهر پستم شهر كوچكى است ، شهر عيش است ، هركس در آلمان خسته شود و بخواهد راحتى نمايد مىآيد در پستم خانه ساخته متوقف مىشود ، خانه‌هاى خوب ، كوچه‌هاى خوب دارد ، اما هميشه ساخلو و فوج و سوار و تفنگ و توپ به‌قدر پنج‌هزار نفر آنجا هست ، در حقيقت مركز يك اردوى كوچك پنج هزار نفرى است . از شهر پستم رد شده ، خارج شده ، از پارك‌ها و باغ‌ها گذشتيم ، يك دو حوض خوب كه فواره‌هاى بلند داشت ديديم ، يك فواره ده ذرعى ديديم كه به‌قدر ده ذرع مىپريد ، بعد يك فواره‌اى ديديم كه به‌قدر بيست و پنج ذرع مىپريد ، آبش هم كلفت و زياد بود ، اما اين فواره‌ها به توسط ماشين و اسباب اينقدر مىپرند ، هميشه هم نيست ، هروقت بخواهند مىپرد ، خلاصه رانديم تا رسيديم به عمارت پاله دوكورن ، اين عمارت را فردريك بزرگ بعد از جنگ هفت سال اروپ كه مردم گفتند فردريك بىچيز و مفلوك و فقير شده است براى اين ساخت كه بدانند بىچيز نشده است و يكصد و شصت سال است كه اين عمارت ساخته شده ، اين عمارت را به اين جهت پاله‌كورن مىگويند كه سه زن ساخته‌اند و در بالاى اين عمارت نصب كرده و تاج پروس را دست اين سه زن داده‌اند كه آنها نگاه داشته‌اند [ 176 ] . خلاصه پياده شده داخل عمارت شديم ، اول وارد يك طالار بزرگ بسيار عالى شديم كه اين طالار را با صدفهاى دريائى و سنگ‌هاى معدنى قيمتى ساخته‌اند ، بسيار طالار بزرگى است ، به سبك حوضخانه و سرداب مانند است اما كف زمين و خيلى باروح است ، در گوشه‌هاى اين طالار حوض‌هاى كوچك مرمر است كه وسط آن فواره‌هاى كوچك و مجسمه‌هاى مرمر دارد كه از آن فواره‌ها و مجسمه‌ها آب مىريزد ، هزارهاى اين طالار و كفش سنگ مرمر است . با وجودى كه در يكصد و شصت سال پيش از اين ، اين طالار را ساخته‌اند مثل سليقه‌هاى حالا است و به‌قدرى باروح است كه ما فوق است ، حالا هم اگر بخواهند اينطور طالار بسازند ، به اين مقبولى و خوش سليقگى نمىشود ساخت ، همه نوع معدنى و همه‌جور سنگى در اين طالار بود ، از اين طالار گذشته اطاق‌به‌اطاق رد شده