تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
است ، وزير جنگ ، مارشالها ، جنرالها و صاحب‌منصبان بزرگ همه بودند امپراطور معرفى كرد به آنها دست داديم ، دسته سربازها موزيكان بطوريكه رسم است براى احترام نظامى ايستاده بودند ، با امپراطور تا آخر صف سرباز رفتيم و برگشتيم ، در درشكه روبازى ما در دست راست امپراطور در دست چپ نشسته رانديم به عمارت بل‌وو كه در كنار شهر در پارك بزرگى واقع است ، مسافت از شهر به اين عمارت تقريبا مثل مسافت از باغ شاه طهران به شهر است ، در دو طرف كوچه جمعيت زياد از زن و مرد اهالى برلن ايستاده بودند ، پشت سر يكديگر و بالاخانه‌هاى مشرف به كوچه پر از زن و مرد بود ، همه با لباسهاى خوب ، پاكيزه اغلب خوش‌صورت و خوشگل ، در تمام مسافت از گار به عمارت بل‌وو كه قريب يك فرسخ است جمعيت بود تمام هورا مىكشيدند ، دستمالها تكان مىدادند ، اظهار بشاشت زياد مىكردند ، من از يكطرف و امپراطور از طرف ديگر تعارف مىكرديم ، بقدرى مردم هورا كشيدند و خوشحالى كردند و جمعيت متصل بود كه دست من خسته شد و گوش ما رفت ، دست امپراطور هم خسته شد ، دست چپ امپراطور علتى دارد كه بىحركت است ، يا مادرزاد يا عارضى فلج‌مانند است ، خيلى كم حركت مىدهد به اشكال ، در گوش راست هم پنبه مىگذارد ، معلوم مىشود در گوش هم علتى دارد ، قد او زياد بلند نيست ، جوان است ، صورت خود را مىتراشد ، سبيل كوچك زردى دارد و خوش‌صورت است اما صورت او انگليسى است ، معلوم است نوه ملكه انگليس است . شباهت به آلمان ندارد ، خيلى مهربان و متواضع و مؤدب است ، چند زبان غير زبان آلمان كه زبان خودش است مىداند ، روسى و انگليسى ، فرانسه را خوب حرف مىزند تربيت شده و باكمال است . در بين راه از گار به عمارت ، عمارتهاى عالى و بناهاى بزرگ را از سربازخانه و سفارتخانه‌ها و وزارتخانه‌ها و غيره را امپراطور نشان مىداد معرفى مىكرد . آمديم تا به كنار شهر كه وارد پارك مىشود و عمارت بل‌وو در آخر اين پارك است در آنجا [ 173 ] صداى شليك سى چهل تير توپ شنيده شد كه براى تشريفات در همان ميان پارك انداختند ، اين پارك بسيار وسيع و بزرگ و باصفا است ، درختهاى كهن انبوه دارد ، زير درختها همه‌جا چمن و سبز و خرم است ، در حقيقت جنگل بزرگى است ، اول هم در خارج شهر جنگل بوده ، از قراريكه امپراطور مىگفت سابقا سباع در اينجا شكار مىكردند ، حالا جنگل را پارك كرده‌اند ، خيابان در ميان آن ساخته‌اند ، گردش‌گاه شهر است ، زن و مرد در آنجا تفرج مىكنند ، خيلى مفرّح است ، اطراف اين پارك وسيع آبادى است ، عمارت بل‌وو در يك طرف آن واقع است ، در ميان