تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
تماشا مىكرديم كه يك‌دفعه ديديم دو فرنگى به تاخت نفس‌زنان از عقب آمده به ما رسيدند ، من تصور كردم كه صاحب‌خانه‌ها هستند شنيدند من آمده‌ام براى پذيرائى ما آمده‌اند ، پرسيدم شما كى هستيد گفتند ما روزنامه‌نويس هستيم ، آمده‌ايم ، گفتم اينجا چكار داريد گفتند تكليف ما اين است كه همه‌جا همراه باشيم ، خيلى اوقاتم تلخ شد كه اينجا هم از دست فضولها خلاصى نداريم ، همه‌جا اين دو نفر پدرسوخته همراه من بودند تا ما را توى كالسكه كردند اما خوب شد كه آمدند . سرايدارباشى اينجا درست فرانسه نمىدانست ، زبان لهستانى مىدانست ، اينها مترجم ما شدند بد نبود . خلاصه زير و بالا و تمام اطاقهاى اين عمارت و اطاق‌به‌اطاق گردش كرديم ، پرده‌هاى نقاشى بسيار خوب داشت ، همه‌جور كوچك و بزرگ و پرده‌هاى سلاطين لهستان ، پرده‌هاى جنگ پادشاهان له ، پرده‌هاى عيسى و مريم ، همه نوع پرده بود ، از كارهاى نقاشيهاى قديم ، به‌قدرى پرده‌هاى خوب بود كه حساب نداشت ، اقلا پانصد پرده داشت ، پردهء هزار تومان و دو هزار تومانى داشت تا سيصد تومانى ، رويهم رفته هر پرده هزار تومان قيمت داشت كه پانصد هزار تومان مىشود ، ميزهاى چينى موزايق داشت كه هرميزى اقلا سه چهار هزار تومان قيمت آنها بود ، گلهاى سنگ سيبر و جورهاى ديگر ، اسباب‌هاى چينى نفيس كهنه و غيره و غيره خيلى بود كه همه قيمتى مثل جواهر و چيزهاى نفيس بود ، اينها در اطاقهاى پائين بود ، بعد رفتيم مرتبه بالا كه آنجا هم اطاقهاى خوب بود بخصوص سه چهار اطاق چينى خوب داشت [ 160 ] به اين معنى كه تمام مبل و پرده و پارچه‌هاى اطاق از پارچه‌هاى چين بود ، مجسمه‌هاى اشكال چينى داشت ، ظرف‌هاى چين را داشت ، تمام اسبابش كار چين بود ، حتى كفش‌هائى هم كه توى آن اطاق بود چينى بود ، يعنى دور كفشها چينى « 157 » بود ، يك كتابخانه خوبى در بالا بود كه كتاب‌هاى كهنه زياد قديم داشت و خيلى عالى بود ، تمام اشياء اين عمارت نفيس است و قيمتى و همه مال اين كنتس است ، يك كره مقواى زمينى ساخته بودند كه نقشه تمام در آن كره بود و خيلى قديم اين كره را ساخته‌اند ، آن كره را نگاه كرده نقشه ايران را در آنجا ديدم كه نقشه ايران عهد شاه عباس صفوى بود كه آنوقت نقشه كشيده‌اند ، معلوم مىشود اين در عهد لوئى « 158 » كاترز كه لوئى چهاردهم فرانسه باشد كشيده‌اند ، خيلى نقشه كهنه قديمى بود ، به‌قدر سىهزار جلد كتاب به نظر آمد ، يك كتاب دعاى خطى خوب داشت كه جلدش نقره مليله بود و روى او صورت دستى كشيده بودند ، خط او هم دستى بود كه
هامش
( 157 ) . اصل : كفش‌هاى چين ( 158 ) . اصل : لوى