تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
بسيار خوبى زد ، خيلى قابل دندانسازى است ، بعد هم با طولوزان مدمازل زاولفكا كه زنى است خواننده و برادرش كمانچه مىزند و خويش و قومهايش سازهاى ديگر مىزنند و آواز مىخوانند آورد حضور ، او را ديدم ، قرار شد كه فردا بيايند و سازى بزنند و تماشائى كنيم تا فردا كه ببينم چه خواهند بود ، عكس اين مدمازل را كه اول آوردند خيلى خوشگل و مقبول و خوب به نظر آمد ، اما خودش را كه ديدم بسيار بدتر از عكسش بود ، بخصوص دندانهايش . كلية دندانهاى مرد و زن فرنگى خوب نيست . هوا از ديشب تا به حال خيلى سرد شده است ، بادى از شمال مىآيد ، چون سمت شمال اينجا نزديك به قطب شمال است و اين بادى كه مىآيد از روى يخ است خيلى هوا را سرد مىكند ، به اين جهت هوا خيلى خيلى سرد شده است ، از مشرق هروقت باد بيايد هوا گرم مىشود ، باران هم مىآيد ، هواى اينجا به هواى لواسان شبيه است . امروز بايد برويم به كارخانه آب‌صاف‌كنى كه در آخر شهر يعنى در آخر آبادى و توى شهر است ، مهندس اين كارخانه انگليسى است ، تمام اسباب‌هاى اين كارخانه را از انگليس آورده‌اند ، خرج اين كارخانه را اهالى شهر داده و ساخته‌اند به رياست استانكويچ كه اداره آب‌صاف‌كنى با اين مرد است ، يك زن پيرى در آن كارخانه داشت ، معرفى كردند ، اما يك دختر طناز خوشگل مقبولى داشت ، خود استانكويچ خيلى آدم كثيفى بود ، قد دراز و لاغر و بدرويت بود ، ديروز سه كالسكه و يك درشكه بسيار ارزان [ 157 ] به هزار و دويست تومان خريديم ، بسيار كالسكه‌هاى خوب و درشكه خوبى بود و ارزان خريديم كه انشا اللّه ببرند در انزلى تحويل اكبر خان بيگلربيگى بدهند ، خلاصه در ساعت سه از ظهر گذشته كوركو آمد ، با كوركو توى كالسكه نشسته و رانديم براى كارخانه ، امين السلطان هم كار داشت ، مىخواست برود عمل كالسكه‌ها را تمام نمايد و بدهد ببندند و روانه كند ، به اين جهت نيامد ، و ما رانديم . عزيز السلطان بود ، اغلب عمله خلوت بودند ، زين‌دارباشى اغلب جاها كه ما مىرويم نيست ، مىگويد ناخوشم و دلم پيچ مىخورد ، سر قدم مىروم و هيچ نيست . خلاصه رسيديم به كارخانه پياده شديم ، وارد كارخانه شديم ، ابتدا يك خيابان صافى است كه پهلوى اين خيابان آب انبار هشت نه دانه است كه همه جور و تفصيل يكى را كه بنويسم وضع همه معلوم مىشود . يك زمين زيادى را گود كرده و ستون ستون ساخته ، طاق‌هاى متعدد زده‌اند ، چه طاقى كه به اين محكمى ديگر طاق نمىشود و خيلى ته اين آب‌انبارها گود است و زير اين آب‌انبار سنگهاى خيلى بزرگ و روى سنگهاى بزرگ سنگهاى كوچك همينطور
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 197 | ناصر الدين شاه قاجار