تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
نوشته بودند ، سرايدار آورد تماشا كردم ، چيز خوبى بود ، چون وقت تياتر بود و راه هم خيلى داشتيم ، خواهى نخواهى از تماشاى اينجا دل كنده آمديم توى باغ قدرى هم توى باغ و باغچه‌ها كه خيلى خوب گل‌كارى كرده بودند گردش كرديم ، روزنامه‌نويس‌ها هم دست از كون ما برنمىداشتند ، آمديم توى كالسكه چون خيلى سرد بود ، عزيز السلطان را هم آورديم كالسكه خودمان و درهاى كالسكه را بسته رانديم براى منزل ، رسيديم به منزل قدرى مانديم ، ساعت نه شد ، با اميرال و امين السلطان توى كالسكه نشستم ، عزيز السلطان و ساير همراهان هم از عقب آمدند ، تماشاخانه بزرگ اولى بايد برويم ، خيلى دور هم هست ، سرما هم به شدت وزيده بود ، سر كالسكه هم خوابيده بود ، آمديم رسيديم به تياتر ، كوركو جلو آمد ، رفتيم بالا ، در پرده اول به مرتبه زيرى تياتر نشستيم ، جمعيت كم بود ، اغلب هم كه بودند صاحب‌منصب‌ها بودند ، زن خيلى كم بود ، خوشگل هم هيچ نداشت ، پرده اول رفت بالا ، رقاص‌ها آمدند ، يك رقاص تازه كه اسمش مادمازل بريجى است هشت روز است كه از ايطاليا آمده ، ناخوش بوده است ، امشب آمده است اينجا كه برقصد ، بسيار رقاص خوش‌لباس ، استاد ، ماهر ، خوشگل ، خوش همه چيز خوبى بود ، تازه از زير ناخوشى درآمده است ، اما خوب است خيلى خوب مىرقصد [ 161 ] چرخ خوب مىخورد ، ماهر بود ، با يك مرد گردن‌كلفتى مىرقصيد ، گاهى اين مرد كه اين رقاص را طورى « 159 » بلند مىكرد ، رقاص هم پاهايش را باز مىنمود كه . . . كه كوركو و اميرال كه پهلوى من نشسته بودند از خجالت سرشان را پائين مىانداختند ، الحق خوب مىرقصيد و اين رقاص به‌قدرى ماهر بود در رقص و عمل بازى كه از اين بهتر نمىشد ، چون در تماشاخانه نبايد حرف زد ، حركاتى كه مىكنند بايد به اشاره چشم به مردم بفهمانند كه اين‌طور و اين بازى است . اين مادمازل ايطالى اين حركات را خوب مىداند و بسيار استاد است ، كلية رقاص‌هاى تماشاخانه اگر ماه باشند هيچ آدم ميل نمىكند كه با آنها كارى بكند ، زيرا كه متصل توى دست و پاى مردها هستند و همه چيزشان دست مردهاست و هزار مرض دارند ، خلاصه بازى خوب و رقص‌هاى خوب كرد ، چهار پرده بالا رفت . در پائين آمدن پرده مىآمديم اطاق ديگر بستنى و چاى و ميوه با كوركو مىخورديم و برمىگشتيم ، پرده اول كه تمام شد آمديم مرتبه بالا پرده اوّل و دويم رقص و باله بود ، پرده سيم و چهارم بازى بسيار خوبى درآورده ، اين دختر ايطاليائى عاشق شده به مردى و يك پادشاهى هم به اين
هامش
( 159 ) . اصل : تورى