تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
نمىشوند . هر بليت را هم به منات مىخرند . اقلا سه هزار نفر جمعيت بود كه سه هزار تومان پول گرفته بودند ، بيرق اين اسب‌ها را هم از همين پول مىگذارند ، بيرق هزار مناتى و چهارصد مناتى ، سيصد مناتى هم داشت . اسب اول و دويم حق برداشتن بيرق را دارند ، اسب سيم و چهارم ديگر حق ندارند ، هر دفعه هم كه اسب‌دوانى تمام مىشد برمىخاستيم راهى مىرفتيم و بستنى مىخورديم و دوباره مىنشستيم ، خلاصه دوره چهارم كه تمام شد من برخاستم و كوركو هم برخاست با ما آمد تا منزل ، در را هم عرض كرد فردا كه به شكار مىرويد چون يك عزاى مخصوص امپراطور دارد من بايد در آن عزا حاضر باشم ، خوب است مرا مرخص كنيد ، او را مرخص كرديم و خودمان وارد منزل شديم ، امين السلطان الحمد للّه احوالش خوب بود ، عزيز السلطان دماغى داشت . ساعت نه امشب هم بايد برويم سيرك . در ساعت 9 پاپف آمد رفتيم سيرك . عزيز السلطان هم آمد ، ساير آدمها هم بودند ، از همان باغ و ترتيب و از وسط [ 143 ] قزاقها گذشتيم و موزيكان زدند ، جمعيت زياد هم از زن و مرد بود ، زنهاى خوشگل بسيار مقبول داشت ، بازىهاى امشب هم مثل آنشب بود . بعضى باز [ ى ] هاى تازه بود كه ديده شد ، از آن جمله يك تورى « 146 » ميان هوا و زمين بستند ، يك زن خيلى چاق گنده مقبولى رفت بالاى يك چوبى آنجا مدتى تير بازى كرد و رقصيد و از آن بالا ترپى افتاد توى آن تور و از آن تور آمد پائين ، يكى هم قورباغه شده بود ، به عينه قورباغه ، مرد كه لوطى آمد با دام ماهيگيرى قورباغه را گرفت . خلاصه بازىهاى خوب و پاكيزه درآوردند . سيرك كه تمام شد آمديم منزل شام هم نخورده بودم ، شام خوردم اما هيچ اشتها نداشتم و بسيار شام كمى خوردم و خوابيدم .

روز دوشنبه 3 شهر شوال :

امروز بايد به اسپالا برويم ، اسپالا شكارگاه مخصوص امپراطور است ، از ورشو الى اسپالا صد و سى ورس است ، صد و سى ورس رفتيم ، صد و سى ورس مراجعت كرديم از اسپالا تا شكارگاه هم يك فرسنگ با كالسكه اسبى رفتيم و يك فرسنگ هم مراجعت كرديم ، در حقيقت چهل فرسنگ ايرانى امروز راه رفته‌ايم . خلاصه در ساعت ده كه دو ساعت به ظهر مانده است پاپف آمد باهم سوار كالسكه شده رفتيم به گار راه‌آهن وين ، از فرنگيها پاپف و كلر و خيلى همراه بودند ، از ايرانىها مجد الدوله ، عزيز السلطان ، ميرزا
هامش
( 146 ) . اصل : طورى