بود و يكساعت [ 139 ] به غروب مانده هوا روشن بود ، چراغ روشن نكرده بودند ، ثانيا درها تمام باز بود ، رابعا جمعيت بهقدر آن دفعه نبود . هواى بسيار خوبى داشت ، عمارت حاكم بسيار عمارت عالى است ، روز هم كه ديدم خيلى عالى بود و جاى خوبى است ، منظر خوبى و چشماندازهاى به شهر و رودخانه دارد كه خيلى باصفا است . صحبتكنان با حاكم و زنش رفتيم به اطاق بزرگى كه آنشب ديده بوديم ، يك ميز بزرگ مخصوص ما چيده بودند ، سه ميز ديگر هم روبروى ما براى متفرقه چيده بودند ، سر ميز نشستم ، دست راست ما زن كوركو نشسته بود ، دست چپ زن جنرال كه حالا آجودان حاكم است و در جنگ عثمانى هم بوده است و خود جنرال هم سر ميز و چندان مسن نبود و سبيلى داشت نشسته بود ، روبروى ما هم كوركو نشسته بود ، دست راست كوركو يك زن نجيبى كه از خانواده پلن است و زن پيرى است و بسيار خوش صحبت و خندهرو و مضمونگو پهلوى كوركو نشسته بود ، وضع صحبت و حركات اين زن مثل بدر الدوله است ، رويتا خير ، صحبتا و مزاحا به بدر الدوله شبيه است . يك زن ديگر هم از نجباى له كه پيش خوشگل بوده و حالا مسن است يعنى چهل و پنج سال دارد دو سه نفر فاصله به حاكم نشسته بود .
از زنهاى نجباى له و غيره كه در سر ميز ما بودند با جنرالها اسامى آنها نوشته خواهد شد . از ايرانيها كسانى كه سر ميز بودند از اينقرارند :
مجد الدوله ، امين خلوت ، مخبر الدوله ، اعتماد السلطنه ، طولوزان ، ناصر الملك ، ساير ايرانيها و فرنگيها در آن سر ميز روبروى ما نشسته بود [ ند ] ، احمد خان ، ميرزا محمد خان ، ابو الحسن خان ، ميرزا عبد إله خان ، مهندس الممالك ، فخر الاطبا ، ميرزا رضا خان مترجم . آن زنى كه حركاتش به بدر الدوله شبيه بود اندك شباهت رويتى هم داشت اما قدرى چاقتر بود .
خلاصه شام خوبى خورديم ، اواسط شام جنرال كوركو و سايرين و ما برخاستيم ، جنرال كوركو به سلامت ما خطابه و نطق بسيار مفصل نظامى بلندى خواند و تستى او همه بردند و هورا كشيدند ، من هم به سلامت امپراطور بلافاصله تستى خورده ، سايرين هم خوردند ، هورا كشيدند و نشستيم ، شام تمام شد و برخاستيم آمديم توى اطاقها ، از آنجا آمديم به يك بال خانى كه در جلو اين عمارت واقع است ، اين عمارت را سلاطين قديم له كه ساختهاند روى تپهئيكه اطرافش جنگل است ساختهاند و اين بال خان از جلو آن تپه بيرون آمده ، بال خان طولانى است كه كف آن تخته است و زير آن جاى قزاق و قراول كوركو است ، وسط اين بال خان حوضى است فوارهدار ، آب از چند فواره مىآمد و
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 179
مساهمون: ناصر الدين شاه قاجار
ص١٧٩