تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
مىنشينند و تمام پر از زن و مرد بود ، جلو اين سن زير مرتبه‌ها هم چند صندلى براى ما گذارده بودند ، ميانه ما و سن هم آب اين درياچه به عرض پنج شش ذرع فاصله است ، روى صندليها نشسته زن كوركو طرف دست راست ما با عروس خودش و يك زن ديگر نشسته بودند طرف دست چپ هم كوركو نشسته بود ، زن كوركو و عروسش و آن زن ديگر هر سه بسيار بد گل بودند . اين پارك را هم از چراغ گاز و الكتريسته و آتش‌بازىهاى فوده بنگال « 143 » چراغان خوبى كرده‌اند ، پشت سر ما هم عزيز السلطان ، مخبر الدوله ، اعتماد السلطنه ، امين خلوت ، فخر الاطباء و غيره همينطور پشت به پشت نشسته بودند ، پرده سن را كشيدند ، بازىگرهاى تماشاخانه آمدند رقصيدند ، اين سن را خيلى خوب درست كرده‌اند ، بعلاوه پرده‌هاى مصنوعى درخت‌هاى خود اين پارك هم ضميمه خوبى سن شده بود و با چراغ الكتريسته روشن كرده بودند ، هوا هم هواى فرمايشى بسيار آرام آسمان صاف بىباد خوبى بود ، كوركو مىگفت اين تماشاخانه خيلى كم باز مىشود مگر براى آمدن امپراطور ، خود من هم مىخواستم چند دفعه اينجا را باز كنم و برقصند ، اسبابش را هم فراهم آورديم ، باد و ابر نگذاشته است . امشب الحمد للّه خيلى خوب است ، جمعيت هم از زن و مرد و پشت سر و طرف دست راست و دست چپ پر است يك پرده بازى و رقص خوب كردند و پرده افتاد . برخاستيم ، كمى همانجا راه رفتيم ، بستنى و چائى ، با زن حاكم كه در شب مهمانى حاكم پهلوى ما بود و تفصيل او را نوشته بودم قدرى صحبت كرديم و آمد پهلوى ما نشست ، هوا هم قدرى سرد شد ، پالتو ما هم عقب مانده بود ، مدتى طول كشيد تا آوردند پوشيدم . پرده دويم بالا رفت ، باز باله و رقص خوبى كردند و تمام شد . دو پرده امشب بازى شد و خيلى خوب بود بعد برخاسته با كوركو و زنش تعارف كرده آمديم منزل ، چون امروز نهار دير خوردم شام را قرار داديم كه مراجعت از تياتر بخورم ، در مراجعت شام خوردم و خوابيدم . ديروز نرسيده به قلعه يك كارخانه ديديم پرسيدم چه كارخانه‌ايست گفتند كارخانه نشاسته‌سازى است كه با سيب‌زمينى و چيز ديگر نشاسته ميسازند [ 137 ] .

روز شنبه غره شوال كه عيد فطر است :

صبح از خواب برخاستم ، چون خوب نخوابيده بودم كسل بودم ، يكى هم اينجا اشتها هيچ نداريم ، در راه‌آهن خوب بود بواسطه تكان راه و آب‌به‌آب شدن اشتهائى
هامش
( 143 ) . ( ؟ ) رجوع شود به صفحهء 205 « آتش بنگال » .