تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
خودمان با ميرزا محمد خان به كالسكه نشسته سر كالسكه را هم بستيم و رانديم ، در بين راه عزيز السلطان را ديديم كه مىرفت با كالسكه به حمام . آمديم به عمارت . امين السلطنه مىگفت فردا خواهد رفت به وين كه از آنجا برود به مكه ، امين السلطان هم از رفتن امين السلطنه اوقاتش تلخ بود ، قدرى كه در عمارت مانديم بعد رفتيم توى باغ گردش كرديم و رفتيم تا به اطاق باغبان ، اطاق خيلى قشنگى داشت ، دو سه اطاق تودرتو ، ميز داشت ، صندلى داشت ، روى ميزش كتاب گذاشته بودم ، آلبوم « 128 » داشت ، پيانوى خوبى داشت ، به‌قدرى خوب و پاكيزه بود كه آدم مىخواست همين‌جا بماند . زن باغبان هم خيلى خوشگل بود . يك زنكه پيرى هم بود نمىدانم خواهرزن باغبان بود يا مادرش . بچه‌هاى باغبان خيلى بامزه بودند . يك پسره خوشگلى هم بود ، به زن باغبان گفتم قدرى پيانو زد اما خوب نمىزد ، سه امپريال انعام دادم [ 129 ] ، مجد الدوله و زين‌دارباشى و ناصر الملك هم با ما بودند ، بعد آمديم به اطاق . عزيز السلطان هم از حمام بيرون آمده بود بازى مىكرد . امشب را بايد به سيرك برويم ، تفصيلش را بعد خواهم نوشت . دانديس « * » از پطر رفت به سويد « 129 » كه ديدنى كرده بيايد آلمان ، صبح‌ها صداى بلبل و انواع مرغها كه جيرجير مىكنند وقتى كه از خواب برمىخيزيم خيلى خوش حالت است و به نظر و گوش خوش مىآيد . در ساعت هشت از ظهر گذشته كه بايد به سيرك مىرفتيم ، جنرال كوركو آمد اطاق ما كه برويم ، هوا هم از قبل از غروب كه شام مىخورديم آسمان غرغر « 130 » و رعدوبرق بسيار سخت شديدى شد ، باران زيادى آمد اما حالا كه مىخواهيم برويم هوا در كمال خوبى است . كوركو آدمى است ميانه قامت است ، نه بلند نه كوتاه ، به اندازه است ، ريش‌سفيد و سياهى دارد كه سفيدى آن غالب بر سياهى است ، اينطرف و آنطرف چانه‌اش زيادتر چانه‌اش كمتر است ، بينى برجسته ، چشم‌هاى كوچك خيلى ريزه دارد ، صورتش سرخ و سفيد است اما چين ابرو دارد ، خيلى مرد شيرين خوش‌صحبتى است ، بسيار مهربان و گرم است ، با وجودى كه اهل جنگ و شمشير است و بايد خيلى سخت‌رو غضبناك باشد از بس‌كه خوش‌روست هيچ به اهل شمشير نمىماند ، خيلى مرد نجيب ، مهربان ، خوش‌رو و خوش صحبتى است ، فرانسه را در كمال فصاحت و بلاغت حرف مىزند ، مثل اهالى فرانسه ، خلاصه با كوركو در كالسكه نشسته و رانديم براى سيرك چندان هم دور نبود ، وسط شهر است ، زود
هامش
( 128 ) . اصل : آلبم ( * ) .Dentistدندانساز است . ( 129 ) . سوئد ( 130 ) . اصل : قرقر