تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
كمانچه مىگوئيم به صورتهاى خوب مىزدند ، خيلى خيلى خوب رقص مىكردند « 128 » ( تفصيل اين صفحه كه مركب ريخته اين است : امين خلوت روزنامه را در راه‌آهن مىنوشت ، به باشى گفتم دوات مركب را بياور ، دوات به جايش گير كرده بود ، زور زد كه بيرون بيايد ، يك دفعه مركب‌ها را ريخت روى كتاب ، اين است كه از عدد پنج كه نمره گذارده شده است شرح آن صفحه را نقل به اين صفحه مقابل مىكنيم كه واضح باشد ) ، بازى درمىآوردند ، يك مردى آمد آنجا خوابيد ، دخترها جادو شدند ، يك سر خرى آوردند و كله مردكه گذاردند وقتى كه از خواب برخاست ديد خر شده است ، حركات غريب عجيب كرد ، آنوقت دخترها با اين خر رقص كرده بازى درآوردند ، خيلى بامزه بود و خنده داشت . بالاخره پرده ديگرى بالا رفت و حالت غروب آفتاب به همان رنگهاى سرخ و زرد و وضعى كه آفتاب غروب مىكند با كوه‌ها و جنگل‌هاى زياد و جمعيت بسيار و پروانه‌هاى متعدد به وصف‌هاى خوش و مقبول ديده شد كه خيلى تعريف داشت ، آنوقت پرده افتاد و عزيز السلطان را در بين بازى نگاه كرده ديدم همينطور كوچولو كوچولو آن بالا خوابش برده بود ، مردم هم ملتفت شدند كه خوابيده است . اين بازى يك ساعت طول كشيد ، بعد باز با امپراطريس بازو به بازو داده از جلو و امپراطور و سايرين از عقب به همان ترتيبى كه آمده بوديم برگشتيم ، من تصور كردم مرا امپراطريس تا درب اطاق خودم برده آنجا ول مىكند كه بروم بخوابم ، درب اطاق كه رسيديم ديدم خير ما را مىبرد معلوم شد بايد با اين جمعيت برويم در طالار ديگرى ثوپه كنيم ، همينطور طالاربه‌طالار ، اطاق‌به‌اطاق كه با چراغهاى الكتريسته و مبل‌هاى خوب مزين و روشن بود گذشته داخل طالار بسيار بزرگى شديم . يك ميز درازى عليحده براى ما چيده بودند با امپراطريس و امپراطور ، شاهزاده خانمها ، وليعهد روى آن ميز دراز نشستيم ، دختر والى منته نقره هم طرف دست راست ما نشسته بود ، با او خيلى صحبت‌هاى نازك و نزديك به كار كرديم ، بقيه اطاق را هم ميزهاى گرد زياد توىهم توىهم چيده بودند و تمام زنها و مردها و آدمهاى ما دور ميزها نشسته بنا كردند به شام خوردن و ثوپه كردن ،
هامش
( 128 ) . در متن در صفحهء 119 از جائى كه با عدد 5 علامت گذاشته شده مركب ريخته است ، كه تفصيل آن را نگارنده در صفحهء 120 ذكر نموده و خطوطى را كه مركب ريخته تكرار كرده است كه ما در اينجا از سطر دهم صفحهء 120 سند ادامه مىدهيم و همانطور كه در سند نيز شرح داده شده است بعد از انتهاى صفحهء 120 كه با عدد ( 9 ) علامت‌گذارى شده است به بالاى اين صفحه كه ادامهء شرح سفر است پرداخته و بعد از سطر نهم صفحهء 120 به صفحهء 121 مىپردازيم .