تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
تماشاخانه ، من و امين السلطان ، امين الدوله ، مجد الدوله ، امين خلوت ، امين السلطنه ، وزيرمختار ، رخت پوشيده منتظر امپراطور بوديم ، امپراطور قدرى دير آمدند ، بايد امپراطريس و امپراطور اينجا آمده از اينجا باهم به تماشاخانه برويم . در ساعت نه چيزى هم بالاتر امپراطور و امپراطريس وارد طالار بزرگ ما شده باهم از اطاق خودمان بيرون آمده با امپراطور دست داديم ، با امپراطريس [ هم دست ] داديم ، امپراطور گفت چون در طالار بزرگ آنطرف عمارت بايد سوپه « 125 » كرد بعد از تماشاخانه و آنجا ميز مىچيدند ، من هم براى ترتيب آنجا بودم ، به اين جهت قدرى دير آمدم ، وليعهد و تمام شاهزادگان مخصوص سلطنت و خانم‌هاى آنها هم با امپراطور آمده بودند ، سفراى كبار شهرهاى خارج هم با وزيرمختارها تمام دعوت شده پيش آمده رفته بودند به تماشاخانه . خلاصه در همان طالار [ 118 ] روى ميزها را كوسكه كه عبارت از تنقل باشد چيده بودند ، با امپراطور و امپراطريس و ساير خانمها دور ميز نشسته بستنى و چاى خورديم ، قدرى صحبت كرده بعد برخاسته با امپراطريس بازو به بازو داده ايشك آقاسىها و كاكاها جلو افتادند ، ما با امپراطريس از جلو ، امپراطور و زن ولاديمير از عقب ما ، ساير شاهزاده‌ها ، شاهزاده خانم‌ها از عقب ما رفتيم براى تياتر ، از همان طالار بزرگ گذشته داخل تياتر شديم ، تمام زنها و صاحب‌منصب‌ها كه نشسته بودند برخاسته ما با امپراطريس از پله‌هاى دور تياتر پائين رفته در جلو آن تماشاخانه كه خيلى نزديك بود صندلى گذارده بودند با امپراطريس نشستيم . امپراطور و ساير شاهزاده خانمها هم با وليعهد در اطراف ما نشستند ، عزيز السلطان هم طرف دست راست ما در پله‌هاى آخر تماشاخانه با آقا مردك نشسته بودند . شاكر پاشا سفيركبير عثمانى هم در صندلىهاى پشت سر ما نشسته بود ، اين شاكر پاشا بسيار مرد خوش‌رو و خنده‌روى گردن كلفت هرزه « 126 » عياش لوطى است ، در پطر جز لوطىگرى كارى ندارد ، والى منته « 127 » نقر پسرش دخترهايش هم بودند . تا نشستيم پرده بالا رفت و جهان‌نمائى پيدا شد ، دخترهاى آن تماشاخانه را آورده بودند و بازىگرهاى آنجا را ، ولى لباسهاى بسيار فاخر مقبول قشنگ پوشيده بودند ، رقص بسيار خوبى كردند ، ساز بسيار خوبى زدند ، سازهاى چرب كه ما
هامش
( 125 ) . در متن سند در سطور بعدى « سوپه » به صورت ثوپه نوشته شده است . ( 126 ) . اصل : حرزه ( 127 ) . كلمهء من تنكر به صورت‌هاى مختلف « من تنگر » و « منتكرو » و « منته نقر » نوشته شده است .