ساخته و تعريف دارد ، طورى است كه اين كوه بسيار بلند را وضعى ساخته كه معلوم نمىشود اسب و آدم به سربالا مىرود ، اسب خيلى به راحت مىرود . قدرى كه رانديم دست راست كنار جاده يك چشمهاى بود كه يك فواره ساخته بودند بسيار مقبول بود و خيلى جستن مىكرد ، چيز خوبى بود ، دست چپ هم همهجا دهات گرجىها تكتك ديده مىشد كه در دامنههاى كوه واقع است . تمام دامنه و كوه سبز بود و خيلى صفا داشت . باز همان گوسفندهاى سفيد مىچريدند و خيلى عالم و حالت خوبى داشت ، از اينطرف و آنطرف كوه هم چشمههاى بسيار خوب ، آبهاى صاف ممتاز جارى بود و آبشارهاى خوب داشت . به يك آبشار بسيار خوب بزرگى رسيديم بسيار تعريف داشت .
عجب اين است كه اين چشمهها و نهرها كه از اينطرف كوه جارى و داخل رودخانه كر مىشود تمام صاف و پاك و مثل زلال است ، هرچه هم از آن طرف كوه قفقاز جارى و داخل رودخانه ترك مىشود تمام صاف و پاك است اما همين كه داخل رودخانه مىشود گلآلود و مثل مركب سياه مىشود . اين از خاكى است كه در رودخانه واقع است ، خاكى دارد مثل خاكستر اين آبها را اينطور سياه مىكند . چند چاپارخانه كه تا ولاد قفقاز عوض شد از اين قرار است :
اول كداار چهارده ورس « 100 » و نيم ، دويم كوبى 16 ورس ، سيم قاضى بيك كه نهار آنجا خورده شد و روسها كزبك مىگويند ولى اصل اسمش قاضى بيك است ، 17 ورس و يك روبع ، اينجا سرحد تفليس است با ولاد قفقاز ، حاكم تفليس تا اينجا آمده بود ، اينجا مرخص شد رفت . چهارم لارس 14 ورس و نيم ، پنجم با تسى 17 ورس از آنجا به ولاد قفقاز 12 ورس ، همين كه در قاضى بيك نهار خورديم و سوار شديم ابر و مه زيادى از روبروى ما از طرف ولاد قفقاز پيدا شد ، خيلى سخت و بنا كرد به باريدن ، خيلى شديد باريد ، تمام صحرا و قزاقها و غيره خيس آب شد ، سيل آمد . از نهارگاه كه سوار شديم دره تنگ شد ، كوههاى طرفين سخت و برفدار و بلند بود و قدرى هم جنگل داشت . اينجا تا خيلى راه را بغله را تراشيدهاند ، دست چپ بغله و دست راست پرتگاه است و راه باخطرى است و رودخانه ترك هم از دست چپ [ 91 ] از دره مىآيد مىرود از توى شهر ولاد قفقاز گذشته مىرود از مزدك كه شهرى است گذشته از بالاى پطروسكى به درياى خزر مىريزد .
عزيز السلطان و آقا مردك هم توى كالسكه با من نشسته بودند . در چاپارخانه ديگر
هامش
( 100 ) .vers: واحد مسافت معادل 3500 قدم يا 06 / 1 كيلومتر ( فرهنگ معين ) .