تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
فرانسه و فارسى در اينجا مىنويسيم و آنچه را هم كه سربازها در عوض عرض مىكنند مىنويسيم : امپراطور مىگويد :
Zdarovo Molodtsi .
etes - Vousen bonne sante ler axes jeunes
سلامتيد جوانان رشيد ؟ سربازها عرض مىكنند :
Zdravia Gelaiem vache welitschestvo mous des isony sante a votre Majeste
ما سلامت اعليحضرت شما را مىخواهيم . تيرهاى آهنى سيم تلگراف آهنى انگليس‌ها از طهران الى تفليس همه‌جا همراه بود ، در استاسين دويم كه از تفليس بيرون آمديم و اسب عوض كرديم و راه‌آهن از طرف باطوم و پطر رفت سيم تلگراف را هم آنجا گذارديم و خيلى افسوس خورديم كه چرا سيم را ديگر نمىبينيم زيرا كه با او انس گرفته بوديم .

روز يكشنبه « 99 » 17 شهر رمضان :

امروز بايد برويم به ولاد قفقاز ، صبح سردسته از خواب برخاستم . وقتى ديدم هوا آفتاب و صاف و به كلى بىابر و باد است و يك برگ تكان نمىخورد خيلى شكر كرديم ، چرا كه اگر اين راه اندكى ابر بود و باران مىآمد رفتن از آنجا خيلى صدمه داشت و ناراحت بوديم و بسيار كار سخت مىشد و حركت خيلى مشكل بود و همه كس مىگفت كه هيچوقت اين راه بىابر و مه [ و ] باد نبوده است . امروز كه هوا اينطور است خيلى جاى شكر بود و كرديم . خلاصه [ 90 ] رخت پوشيده سوار كالسكه‌ها به همان ترتيب شده رانديم ، اگر امروز هوا مه بود محال بود كه قله‌هاى كوه قاف و كزبك ديده شود ، امروز قله‌هاى كوه كزبك و قله‌هاى كوه قاف تمام در كمال خوبى ديده شد . محال بود كه اينجاها بىابر و باد و مه [ و ] باران و طوفان باشد ، امروز الحمد للّه بسيار خوب بود و همه‌جا را ديديم . قدرى كه از ده ملت گذشتيم ، از يك رودخانه رد شده و از پلى گذشتيم و به راه پيچ‌پيچى ساخته افتاديم . اين راه را الحق مهندس‌ها بسيار خوب
هامش
( 99 ) . شنبه