كنار رودخانه مىآمديم . كر خيلى آب دارد و مثل دريا مىآيد ، دهات خوب و مرغوب دور و حولوحوش تفليس واقع است ، مرتعى براى گوسفند و مال ، قرهمال و شتر اينها از اينجا بهتر نميشود بسيار بسيار [ 86 ] مرتع خوبى است يك فرسنگ نيم كه رفتيم جلگه تمام و تنگه شد و جنگل هم كمكم ديده مىشود . راهآهن از تفليس كه به پطروباطوم « 97 » مىرود و تازه ساختهاند خطش از طرف دست راست آن طرف رودخانه كر مىآيد . بهقدر دو فرسنگى كه رفتيم رسيديم به پل آهنى بسيار معتبر خوبى كه براى راهآهن از روى اين پل عبور مىكند اينجا راهآهن افتاد به دست چپ ما و رودخانه كر دست راست بود ، همينطور تا مهمانخانه اول كه منحط بود راهآهن با ما بود ، اين راهآهن از ما جدا شد و رفت به طرف پطر « 98 » و باطوم . ما رانديم براى قفقاز ، قدرى كه رفتم از پل آجرى محكم بسيار خوبى كه يك چشمه بزرگ و يك چشمه كوچك داشت گذشتيم ، باز رودخانه كر دست راست واقع است . قدرى كه رانديم به ده بسيار بزرگى رسيديم كه يك شعبه قوى رودخانه كر از آن ده مىآيد و داخل رودخانه مىشود از پل آن گذشته اين شعبه بزرگ را گذارديم و ديگر نديديم ، همان شعبه روبرو را كه آب گلآلود سياه داشت و خيلى كمتر از شعبه اول بود گرفته و به دست راست خودمان انداخته رانديم الى ملت كه منزل امشب است . اين شعبه رودخانه كر در دست راست واقع است ، اين راه گاهى جلگه و گاهى تنگه وسيع و تنگ مىشود و در اطراف دهات ارامنه خيلى دارد . اين شعبه كم كه مىنويسم فيل را مىبرد اين راه هرچه مىرويم سربالا مىشود و كوهها مرتفع مىشود و هوا سرد مىشود ، دهات گرجىها در اطراف اين كوه واقع است . ده خانه ، پنج خانه ، بيست خانه به تفاوت دارند ، دهات بزرگ نيست ، كوچك كوچك است ، مرتعهاى بسيار خوب دارند ، سبز و خرم تمام خانهها در دامنههاى اين كوه واقع است ، درههاى مهيب از طرفين ديده مىشود ، تمام سبز و خرم . از طرفين راه رودخانههاى عظيم از كوههاى اطراف سرازير شده داخل رودخانه كر مىشود ، اين رودخانه و نهرها چون بايد از توى جاده شسته به رودخانه بريزد راه را خراب كرده بود ، سيل هم تازه آمده بود ، بعضى جاها را هم از راه خراب كرده بود ، در اين مراتع گوسفندهاى سفيد مىچريدند ، چوپانها بطور خوش بالاسر آنها ايستاده خيلى حالت خوشى داشت ، هرچه بالا مىرفتيم به برف نزديك شده و هوا سرد مىشود ، قلههاى كوه پر از برف و بسيار مهيب بود كه ديده مىشود ، گاوهاى بسيار خوب سر راه ديدم كه اينطور گاوهاى به اين بزرگى و خوبى در
هامش
( 97 ) . اصل : باطم
( 98 ) . اصل : پتر